محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1641
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
جمادى الثانيه از چمن بسطام حركت كرده به خيرآباد و مزينان و سبزوار راند و حبيب اللّه خان شاهيسون امير توپخانه در اينجا به ركاب اعلى پيوست - ولى خان تنكابنى نيز با فوج خمسه و قزوين و تنكابن دررسيد و كليتا به سرجام آمدند - آصف الدوله با چهار عرّاده توپ و چهارده هزار نفر به نظم بادغيسات مأمور شد . و در منزل قدمگاه حاجى ميرزا آقاسى و جمعى از اعيان رخصت زيارت يافتند و پس از نيل اين شرف به اردوى معلّى پيوستند و موكب اعلى روز بيست و هشتم رجب به تربت شيخ جام رسيد و از محمودآباد و كوسويه و كنار هرىرود به غوريان راندند . روز ورود به غوريان سواران شير محمّد خان برادر يار محمّد خان كه در آنجا سرحددار بود از غوريان بيرون آمده با محمّد خان امير تومان تلاقى كرده شكست خوردند روز هفتم شعبان حوالى غوريان معسكر شهريار قضا توان گرديد و حكم به تسخير قلعه دادند و روز چهاردهم ماه مزبور غوريان مفتوح شده شير محمّد خان با اكابر افاغنه به حضور مبارك آمدند و ميرزا اسد اللّه خان قاينى « 1 » به حراست اين قلعه و ناحيه مأمور شد و موكب اعلى در بيست و دويّم شعبان به ظاهر هرات نزول فرمود و شروع به محاصره كردند - شمس الدين خان افغان به ركاب مبارك آمده در سلك ملازمان منسلك گرديد - روز پانزدهم رمضان يار محمّد خان افغان بر فراز برج آمده اظهار اطاعت كرد و عزيز خان سرهنگ مكرى داخل هرات شده با كامران ميرزا گفتگو نمود و عريضهاى از او به حضور همايون آورد ولى مبناى سخن بر دروغ و تزوير بود و اين معنى معلوم شده باز نايرهء قتال اشتعال يافت - كامران ميرزا پسر خود نادر ميرزا را نزد اللهقلى خان خوارزمى فرستاده از او و خوانين ميمنه و هزاره استمداد كرد . اللهقلى خان هزار و پانصد سوار به خليفه عبد الرحمن كه مردم آن صفحات به او ارادت داشتند ابوابجمع كرده و او به نزد مضراب خان والى ميمنه رفته ششهزار سوار از ميمنه و اندخود و شبرغان فراهم كرده قصد امداد كامران ميرزا نمود . شير محمّد خان هزاره نيز چهار هزار نفر نزد عبد الرحمن فرستاد و او مهياى
--> ( 1 ) . روضة الصفا : امير اسد اللّه خان قاينى و همين صحيح است . اسد اللّه خان عنوان « امير » و يا دقيقتر عنوان « مير » داشته است ذيل وقايع سال 1254 نيز « امير اسد اللّه خان » آمده .