محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1587

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

ايشان مبادله شود - تحريرا در قريهء تركمان‌چاى به تاريخ دهم شهر فورال سنهء يكهزار و هشتصد و بيست و هشت مسيحيّه كه عبارتست از پنجم شهر شعبان المعظم سنهء يكهزار و دويست و چهل و سه هجرى به ملاحظه و تصديق نواب نايب السلطنه رسيد و به امضاى وزير امور دولخارجه ميرزا ابو الحسن خان نيز رسيد . نيز عهد تجارتى مشتمل بر نه فصل فيما بين دولتين منعقد گرديد كه صورت آن از قرار ذيل است : « 1 » فصل اوّل : چون دولتين عليتين معاهدتين تمنّا دارند كه اتباع خود را از جمله منافع و فوايدى كه از آزادى و رخصت تجارت حاصل مىشود بهره‌مند دارند لهذا به اين تفصيل قرارداد كردند كه رعايا و اتباع روس كه تذكرهء متعارفه در دست داشته باشند در همهء ممالك ايران مىتوانند تجارت كرد . و كذلك به ممالك مجاورهء دولت مذكوره مىتوانند رفت . و به همين نسبت اهالى ايران امتعهء خود را از درياى خزر يا از راه خشكى سرحد دولتين روس و ايران به مملكت روس مىتوانند برد . و معاوضه و بيع نمود ، و خريد كرده متاع ديگر بيرون برده ، و از هرگونه حقوق و امتيازاتى كه در ممالك اعليحضرت امپراطورى به اتباع كاملة الوداد دولتهاى اروپا داده مىشود بهره‌مند خواهند شد در حالتى كه يكى از اتباع دولت روس در مملكت ايران وفات يابد اموال منتقله و غير منتقلهء او چون متعلّق به [ رعيت ] دولت روس است بدون قصور به اقوام يا شركاى او تسليم خواهد شد كه به اختيار تمام به نحوى كه شايسته دانند معامله نمايند . و در صورتى كه اقوام و شركاى او موجود نباشند اختيار ضبط و كفالت همين اموال به وكيل يا كارگذار يا كونسلهاى روسيّه واگذار مىشود بدون اينكه هيچگونه ممانعتى از جانب حكام ولايات ظاهر شود . فصل دويم : حجج و بروات و ضمانت‌نامه‌ها و ديگر عهدها كه براى امور تجارت خود ما بين اهالى جانبين مكتوبها « 2 » مىگذرد نزد كونسل روسيّه و حاكم

--> ( 1 ) . اين عهدنامه از روى ناسخ التواريخ رونويسى شده است ناچار با متن روضة الصفا مقايسه شد و افتادگىها در داخل [ ] اضافه گرديد . ( 2 ) . « در هر سه نسخه چنين است ولى ظاهرا « مكتوبا » بوده است » ( نظر دكتر قائم مقامى در حاشيهء