محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1560
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
شاهنشاه ممالك ايران به القابه ، فتحعلى شاه قاجار خلّد اللّه ملكه و اقباله ، و حكم مأموريت نامهء نواب وليعهد دوران ، عباس ميرزا به اوصافه ، اين عبد مملوك و چاكر جاننثار به وكالتنامه مباهى و مخصوص گشته از جانب دولت عليّه عثمانى نيز به امر و فرمان اعليحضرت سلطان غازى سلطان محمود خان بتمجيده ، وكالتنامه به جناب والى ولايت ارزن الروم محمّد امين رؤف پاشاى سرعسكر جانب شرق عنايت شده بود ، اين عبد مملوك در مدينهء ارزن الروم با جناب سرعسكر مشار اليه ملاقات و بعد از مبادله وكالتنامههاى مباركه عقد مجلس مكالمه كرده مصالحه مباركه به اين آئين ترتيب و تعيين يافت : اساس - از قرارى كه در تاريخ يكهزار و يكصد و پنجاه و نه به موجب مصالحه و عهدنامهء واقعه گشته : حدود و سنور قديمه ، و شرايط سابقه از امر حجّاج و تجّار ، و ردّ فرارى ، و تخليهء سبيل اسرا ، و اقامت شخص معيّن در دولتين عليّتين تماما و كمالا بين الدولتين باقى و مرعى و معتبر بوده ، به اركان آن وجها من الوجوه خللى عارض نشده ، در ما بين دولتين عليتين شرايط دوستى و مقتضاى الفت و محبت ابدا در كار باشد . بعد از اين شمشير خلاف در غلاف بوده ، در ميانهء دو دولت معاملهاى كه مؤدّى كدورت و برودت ، و منافى سلم و صفوت باشد وقوع نيابد . و آنچه داخل حدود قديمهء دولت عليّهء عثمانيه مىباشد و در اثناى حرب و قتال به دست دولت فخيمهء ايران آمده ، از جمله قرى و اراضى و قلاع و فضا و قصبه ، حال تحرير از تاريخ اين تمسّك معتبره الى مدّت شصت روز به طرف دولت عثمانى تماما تسليم شود ، و به مراعات حرمت اين مصالحه خيريّه گرفتاران طرفين را بلاكتم و اخفا تخليهء سبيل كرده ، آنچه در اثناى راه محتاج اليه آنها باشد از مأكولات و غيرها عطا شود و به سرحدّات طرفين ايصال نمايند . مادّهء اولى - دولتين عليّتين را در امور داخلهء يكديگر مداخله نيست . فيمابعد از جانب بغداد و كردستان مداخله جايز نداشته ، از جمله محالى كه از توجيهات و سنجاقات و كردستان داخل در حدودى باشد سببا من الاسباب و وجها من الوجوه از طرف دولت عليّه ايران مداخله و تجاوز و تعرّض در متصرّفين سابق و لاحق تصاحب نشود . و در حوالى مذكوره اگر از اهالى طرفين به ييلاق و قيشلاق