محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1552
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
حوالى تپراققلعه رسيده جنگ سختى فيما بين درگرفت و پس از كشش و كوشش سپاه ظفرهمراه غلبه كرده ابراهيم پاشاى مستحفظ سنگر بگريخت و جلال الدين محمّد پاشاى چيان اوغلى نيز از تسخير تپراققلعه صرفنظر كرده به ارزنة الروم فرار كرد . ساير پاشايان نيز هريك به طرفى شتافتند و توپخانه و قورخانه و ساير احمال و اثقال سه اردو به تصرّف عساكر منصوره درآمد و حضرت مستطاب نايب السّلطنه مظفر و منصور به منزل خالباز نزول كردند و ميرزا محمد تقى آشتيانى را به ارزنة الروم نزد محمّد امين پاشا فرستادند . پاشاى مشار اليه اظهار خلوص كرده و قرار مصالحه و مراجعت لشكر را به اوّل بهار داد و موكب و الا به تبريز بازگشت ، و حسن خان قاجار قزوينى كه در اين جنگ رشادت و جلادتى ظاهر ساخته ملقب به سارى اصلان ( سارواصلان ) گرديد - هم در اين سال ميرزا عبد الوهّاب معتمد الدوله مأمور خراسان شد و اعليحضرت خاقان قصد زيارت عتبات عاليات و تسخير بغداد فرموده اولا نواب محمّد حسين ميرزا والى كرمانشهان را با امير محمّد قاسم خان قوانلوى قاجار و لشكريان دار المرزى و استرآبادى به طرف عراق عرب مأمور و نواب عبد اللّه ميرزا والى خمسه را با سواران خمسه و پيادگان سمنانى و دامغانى و خوانين سمنان به تسخير شهرزور فرستادند و فضل على خان قاجار و امان اللّه خان والى كردستان را با سوارهء خود نيز به حركت امر فرمودند و ميرزا فضل اللّه علىآبادى به نگارش لشكر و دادن علوفه و مواجب قشون محكوم گشت ، و موكب همايون در سيّم ذيحجّه از چمن سلطانيّه انتهاض فرموده و نواب محمّد حسين ميرزا مندليج ، وجستان و بدرانى « 1 » ، و زرباطيّه را مسخّر كرده به بعقوبه آمد - داود پاشا والى بغداد سيّد عبد اللّه شبّر را واسطه و شفيع قرار داد و نواب عبد اللّه ميرزا نيز در شهرزور و ايل بابان جمعى را به راه عدم فرستاد - در اين حال و با در اردوى شاهزادگان افتاد و جماعتى را هلاك كرد ، لشكر متفرق گشتند و مطلب خان دامغانى درگذشت و ناخوشى مزبور به اردوى بزرگ پادشاهى سرايت كرد و ميرزا محمّد حسين حكيم باشى واقعه را به عرض حضور همايون رسانيده قشون را مرخّص كردند و خود
--> ( 1 ) . روضة الصفا : بدرالى .