محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1330
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اين چند نفر از آنست كه ذكر ايشان در وقايع دولت روزافزون كه منبعد به توفيق خداى بيچون در ذيل اين كتاب مسطور خواهد گشت بيشتر ايراد خواهد شد ، و بهتر آن بود كه نام و نسب ايشان پيشتر معلوم ، و به اجمال مرقوم گردد . شعبهء سيّم انغزاولى « 3 » - نام اين شعبه در هيچ تاريخ نيست مگر جامع التواريخ ، و او را فرزند سيّم گون خان نوشتهاند و يورت او در سرحدّات ممالك شرق بوده و در سلطنت اروغ چنگيز و ساير سلاطين اتراك اميرى معتبر و بزرگى نامور از اين قوم در وجود نيامده ، اكنون نيز نشانى درست از ايشان در ايلات ممالك محروسه نيست و اگر هست خامل و مطموس است . شعبهء چهارم قرااولى « 4 » كه پسر چهارم گونخانست ، يورت او در حدود كوكانا بود كه آنسوى شهر اينانج و چندين مرحله از قراقرم بالاتر است ، هوايش به شدّت سرد ، و جبالش به غايت سخت ، خلق آن موضع در عهد قديم ايلات دشتى بودهاند و در خيمهء سياه مىنشسته ، اين پسر را قرااولى نام كردند يعنى صاحب خيمهء سياه . و چون در موكب هلاكو لشكرى تمام مأمور شد كه بر تمامى طوايف و اقوام حوالت رفت ، فوجى از اين قوم نيز به اين ولايت رسيده در كوهسار جقتو كه اكنون داخل محال ساوجبلاغ است مسكن گرفتند ، و چون ازدحامى چندان در احشام آنها نبود رفته رفته به طوايف افشار پيوستند كه بالفعل جزو طايفهء افشاراند . و فوجى از مردان كار در سواران نظام و سربازان خونآشام دارند . در عشاير تركمان نيز ازين شعبه چندى هست كه در خيل ساير شعب داخل گشته ، و ذكرشان خامل مانده ، بالجمله از اين قوم شخص معروفى كه نامش قابل ذكر و حالش درخور شرح باشد مسموع نگرديده . بلى هرچه هستند و هرجا نشستند در جرگ رعيّت و ايل و خدّام اين حضرت جليل مىباشند . فرزندان آى خان كه دويّم پسر اغوزخانست چهار نفراند :
--> ( 3 ) . در منشآت : ايغراولى ، امّا در مخزن الانشاء مطابق با متن و بدون اعراب آمده . ( 4 ) . با استناد به منشآت اعرابگذارى شد . در آنجا مىنويسد : « اين پسر را قرااولى نام كردند يعنى صاحب خيمهء سياه » .