محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1331

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

اوّل - يارز كه نامش مشتق از يارشماق و به معنى برازندگى است . يورت او در حدود بلاس و قارى صيرم بود . در تاريخ مغول نوشته‌اند كه قارى صيرم شهر عظيم قديم است كه چهار دروازه « 1 » داشته ، و از بدايت تا نهايت آن يكروزه راه بوده . در عهد قبلاقاآن تعلّق به اولاد اوگتاى يافته ، و مسكن الوس قايدو ، و قونچى گشته ، اتراك مسلمان در آنجا مىنشسته‌اند . و از نسل يارز اميرى جليل ، و بزرگى برازنده كه نام او در تواريخ مانده باشد نيست . دويّم - دوكساآر « 2 » كه به معنى گردآورنده است ، يعنى جامع الشتات . يورت الوس او در بيابان ناوور بوده ، و تا عهد منكوقاآن نام و نشان ايشان در افواج هزاره و صده هست ، و فوجى برحسب قسمت در جرگ سپاه هلاكو به ايران آمده‌اند و در نواحى اردبيل مسكن گرفته سدّى در غايت رصانت تمام نمودند و ناوور كولى نام كرده به مرور ايّام خراب و ويران مانده بود تا در اين عهد سعيد به امر و فرمان حضرت وليعهد دولت قاهره تجديد عمارت يافت و مزرع آن به مهتر جيش نظام ابراهيم خان سرتيپ تفويض رفت و به خليل‌آباد موسوم گشت . سيّم - دورغه « 3 » كه به معنى ملك گيرنده است و يورت قديم او معلوم نگشته . از نسل او خيلى عظيم در دشت تركمانان هست و اسبان ايشان را جنسى جداگانه است كه اغلب چابك و توانا باشند نه‌چندان نازك و زيبا . چهارم - بايرلى كه در باديه باشغر يورت و مقام داشته معنى نام او صحرانشين است و اولاد او تا عهد ايلخان در همان حدود ييلاق و قشلاق مىنموده‌اند ، و اكنون از اعقاب ايشان جمعى فراوان داخل خيل تركمان است و حكّام استرآباد را بندهء فرمان .

--> ( 1 ) . در منشآت و مخزن الانشاء : چهل دروازه . به‌طور مسلم چهار دروازه غلط است و سهو كاتب است . ( 2 ) . در منشآت : دوكسار . در مخزن الانشاء : دوكساآر . در جامع التواريخ چاپ دكتر كريمى ص 40 و چاپ آكادمى علوم اتحاد شوروى ص 120 : « دوكر ، يعنى به جهت گرد آمدن » . ( 3 ) . در منشآت و مخزن الانشاء : دودورغه . در جامع التواريخ چاپ دكتر كريمى ص 40 و چاپ شوروى ص 120 : « دودورغا ، يعنى ملك گرفتن و پادشاهى كردن » . بنابراين متن مسلم غلط است و سهو كاتب است .