محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1476
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
است اقامت نمودند و حضرت مستطاب نايب السلطنه نجفقلى خان گروسى را با جمعى به حراست آقاغلان گذاشته خود از راه چناقچى به طرف شوشى راندند . ابراهيم خليل خان دوچار رعب و هراس شده به سردار روس پيغام داد كه من در پناهآباد محصور و عساكر منصوره را مقهورم . سيسيانف يكى از پولكونيكهاى روسى را با توپ و سردار و غيره به مدد حاكم شوشى فرستاد ( پولكونيك به زبان روسى به معنى سرهنگ است ) پولكونيك و همراهانش به منزل عسكران آمدند ، حضرت مستطاب نايب السلطنه نيز بدين ساحت شتافتند و فيما بين دو عسكر در عسكران جنگ درگرفت و جمعى از طرفين مجروح و مقتول شدند و لشكر روس به مقبرهاى كه در آن حوالى بود رفته قلعه بساختند و به شليك توپ پرداختند ، در اين اثنا حسينقلى خان دولّو با ذو الفقار خان دامغانى و چهار عراده توپ از اردوى بزرگ خاقانى به امداد لشكريان حضرت شاهزادهء معظم آمدند ، پس از شش روز جنگ عساكر ايران غلبه كردند و سركردهء روسى دو زخم برداشته خود را به قلعهء ترناوت سه منزلى گنجه رسانيد ، حضرت مستطاب نايب السلطنه او را محاصره كردند مشار اليه عريضهاى نوشته شش روز مهلت خواست و نيمشبى به كوه چمرق كه سقناق ارامنهء قراباغ است گريخته مهديقلى خان قاجار به قلعهء ايروان رفته آن قلعه را گرفته تصرّف نمود . پس از اين مقدمه سيسيانف يك نفر سركردهء روسى را با چند فروند كشتى جنگى روانهء گيلان نمود و خاقان كشورستان ميرزا يوسف مازندرانى را كه اصلا گرجى بود به معاونت گيلانيان مأمور فرمودند . سركردهء روسى انزلى را بگرفت ، ميرزا موسى منجمباشى گيلانى جمعى را به پيره بازار برده در كمين نشستند ، سردار روسى به جانب پيره بازار روانه شد ناگاه تفنگچيهاى گيلانى از جنگلها شليك كردند و جمعى را مجروح و مقتول نمودند بقيّة السيف به كشتيها نشسته به جانب بادكوبه گريختند - هم در اين اوان موكب خاقانى از منزل تخت طاوس انتهاض فرموده به اصلاندوز آمد و اسمعيل خان دامغانى حسب الامر از رود تتر عبور كرد و حضرت مستطاب نايب السلطنه به مقابلهء سيسيانف از منزل عسكران به گنجه شتافتند و اين بلده را متصرّف شده جمعى را كوچانيده به شمكور فرستادند ، پس از آن متوجّه منزل زكم شدند و در بين راه با فوجى از قشون روس