محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1433
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
عنايت و احترام موفور گرديدند و شاهرخ ميرزا اذن جلوس يافت - نادر ميرزا ولد شاهرخ ميرزا عريضهاى عرض كرده استدعا نمود كه او را مرخّص فرمايند با متعلّقان به هرات رود ، مسئول او مقبول افتاده رخصت يافت - ابراهيم خان شادلو مورد مؤاخذه گشته با كوچ روانهء طهران شد . آنگاه اعليحضرت شهريارى با خضوع و انكسارى تمام از دروازهء خيابان پياده به روضهء مقدّسهء رضوى على ساكنها الف سلام و تحيّة آمده به زيارت و ضراعت و مراسم عبادت قيام نمودند . پس از آن به امور و مهام ملكى پرداختند و تمامى خزينه و جواهر ثمينه و لألى آبدار و درارى شاهوار نادر شاه افشار كه در تصرّف شاهرخ ميرزا پسر نادر بود چون تعلّق به سلطنت داشت به ملازمان آستان همايون رسيد - بعد از بيست روز توقّف در مشهد مقدّس شاهرخ ميرزا را با اولاد و احفاد امر به رفتن مازندران فرمودند و شاهرخ ميرزا در راه درگذشت - شاهمرادبگجان اوزبك كه در مرو بود صيت شوكت و توجّه ملازمان حضرت شهريارى را به ساحت خراسان استماع نموده از مرو راه بخارا پيش گرفت - خوانين خراسان نيز بعد از اظهار عبوديّت هريك به حكومت ايالات و اوطان خود منصوب و مرخّص شدند ، و بعضى از كسان آنها مأمور طهران گرديدند ، و محمّد حسن خان قراگوزلو را نزد شاه زمان پسر تيمور شاه افغان امير كابل فرستادند كه بلخ را كه يكى از بلاد خراسانست و در تصرّف گماشتگان او مىباشد واگذار و تفويض به ملازمان حضرت شهريار عظيم الاقتدار نمايد ، و اسمعيل آقاى مكرى به رسالت نزد شاهزاده محمود حاكم هرات برادر شاه زمان رفت - همچنين رسولى نزد خان بخارا فرستادند كه شهر مرو را خراب كردى و اسير بردى و بيرام على خان را كه با قاجاريه نسبت داشت هلاك كردى يا اسرا را بفرست يا مهيّاى جنگ باش و او مهيّاى فرستادن اسرا و هدايا بود كه حركت لشكر روس به طرف آذربايجان و انتهاض اعليحضرت همايون از خراسان او را از خيال انداخت - هم در اين اوان خبر دادند كه قشون روس به دربند و مغان آمده و قصد تسخير آذربايجان دارند ، و اهالى باكويه و طالش و ساليان اطاعت آنها نموده ، بنابراين محمّد ولى خان قاجار به سردارى خراسان مأمور شده با ده هزار سوار در اين مملكت اقامت كرد ، و فتحعلى خان كتول را به حراست قلعهء مشهد مقدّس و تعمير روضهء مقدّسه و