محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1412
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
امريكا - ( اتائونى ) - جمعيّت اتائونى در اين سال هفت كرور و چهارصد و سى هزار نفر است . [ سنهء 1205 هجرى - سنهء 1790 مسيحى ] آسيا - ( ايران ) - در اين سال نواب جعفر قلى خان كه برادر و سپهسالار حضرت شهريار كامكار بود درخواست ايالت اصفهان از آن حضرت معظّم نمود و بنابر مصلحت استدعاى او به درجهء قبول نرسيد لهذا به مخالفت و خلاف برخاست و چندى در بسطام مانده به حضور مبارك نيامد . آخر الامر با محمّد خان و محمّد زمان خان عزّ الدّين لوى قاجار پسران خال خود به دربار شهريارى رو نمود و آنها در خلوت از او سعايتى كرده چنين به عرض رسانيدند كه داعيهء خودسرى دارد و با خوانين خراسان معاهده و مواضعه نموده است - خلاصه حضرت شهريارى را با برادر رشيد خود بددل نموده شبى در هنگام مراجعت از حضور همايون چند نفر از خدّام خاصّ آن سردار بااختصاص را از زاويهء معبر به سراى ديگر انتقال دادند ولى بعد از قضاى صادر ملازمان حضرت پادشاهى قرين ندامت و افسوس كامل گرديدند و سودى نداشت - هم در اين سال مرتضى قلى خان از عماى برادر خود مصطفى قلى خان باخبر گشت ، چه مدّت يك سال كه مصطفى قلى خان محبوس بود اين واقعه نيز مستور بود ، اين اوقات كه از حبس خلاص شد اين خبر مشتهر گرديد و مرتضى قلى خان كه در باكويه و طالش و شيروان با استعداد تمام مىزيست نيز بشنيد و بار ديگر به هيجان آمده به طرف گيلان راند و ميرزا باباى رشتى نايب گيلان هراسان شده ماجرى را به عرض عاكفان حضور شهريار منصور رسانيد . حاجى رضا خان دولّوى قاجار خال مرتضى قلى خان و عباس خان و محمّد خان دولّو كه هم از منسوبان او بودند با عبد اللّه خان اوصانلوى خمسه و ميرزا محمّد خان لاريجانى و چهار هزار نفر از سپاه ظفر همراه مأمور گيلان شدند و هرچه مرتضى قلى خان را نصيحت كردند سودمند نيفتاد ، ناچار بناى جنگ و خونريزى شد . شبى شاه پلنگ نام طالش بر لشكريان حاجى رضا خان شبيخون زده در اين