محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1138

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

همايون از اصفهان حركت مىكرد كمترين را با مصطفى خان روانه ساخته موكب و الا مجدّدا از راه يزد و كرمان عطف عنان به جانب خراسان نمودند . صورت صلحنامه كه از اين طرف مرقوم شده بسم اللّه الرّحمن الرحيم : « 1 » الحمد اللّه الذى انام عيون الفتن بايقاظ قلوب السلاطين ، و اجرى عيون الامن بين الانام بانطماس انهار المنافرة من بين الخواقين ، و اصلح بمصالحتهم ما افسد من امور المسلمين ، و اذهب غيظ قلوبهم تشفى صدور قوم مؤمنين ، و نزع ما فى صدورهم من غلّ و حقود و امرهم بابقاء العهود كما ورد فى كتابه المجيد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ، و صلّى اللّه على محمّد صاحب المقام المحمود و على آله و اصحابه و لا سيّما خلفاء الراشيدين الذين بذلوا فى اصلاح الدّين غاية المجهود - امّا بعد : چون در شوراى كبراى صحراى مغان كه اهالى ايران از نواب همايون ما مستدعى قبول سلطنت شدند بنابر اينكه از به دو خروج شاه اسمعيل صفوى سبّ « 2 » و رفض در ميان اهالى ايران علانيه شيوع و معادات فيما بين روم و ايران به اين تقريب ظهور و وقوع داشت ، نواب همايون ما كه از سلطنت تحاشى و بعد از آنكه الحاح مكرر از انگروه ناشى شد امر فرموديم كه هرگاه ترك سبّ « 3 » و رفض نموده و در هرباب مقلد طريقهء امام به حق ناطق جعفر صادق عليه السّلام گردند به حصول مسئول و وصول مأمول نايل خواهند گرديد . ايشان نيز حكم اقدس را قبول و از حالات سابقه نكول كردند . چون اعليحضرت قدر قدرت ، اعظم سلاطين جهان ، و افخم خواقين دوران ، خديو سليمان حشم ، خسرو خورشيد علم ، ناصر الاسلام و المسلمين ، قامع الكفار و المشركين ، خاقان البرين و قاآن البحرين ، خادم الحرمين الشريفين ، ثانى اسكندر ذو القرنين ، برادر جهان داور گردون

--> ( 1 ) . متن صلحنامه ظاهرا از روى تاريخ جهانگشا نقل شده اما اختلاف بين اين متن و متنى كه در جهانگشا به تصحيح آقاى عبد اللّه انوار آمده بقدرى زياد است كه يادآورى همهء آنها در ذيل صفحه ميسّر نيست . با مقايسهء اين دو متن مىتوان متنى نزديك به اصل تهيه كرد ( رجوع شود به جهانگشاى مذكور ص 415 ) . ( 2 و 3 ) . متن : صبّ .