محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1135
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
ملبّس به اين لباس شود و زينتى به خود نهبندد . خلاصه وقتى كه ايلچى به حضور سلطان رفت زياد مشوش شد و جز اين دو كلمه ( پادشاه من ) حرفى نتوانست بزند . هدايائى كه اين ايلچى حامل بود از اين قرار است : ( جيقهء طلاى مينا شده مكلّل به صد و پنج قطعه الماس كوچك كه دوازده الماس بزرگ را احاطه كرده بود و اين صد و هفده قطعه الماس بر روى هم چهل و شش مثقال و شش قيراط وزن داشت . بعلاوه اين جيقه به ده قطعه لعل و سى و دو قطعه زمرد مرصّع شده بود قيمت جيقه صد و پنجاه هزار تومان پول ايران و از جواهرى بود كه نادر شاه از هند آورد ) ، ( خنجرى دسته طلا كه غلاف آن از مخمل قرمز و بر روى مخمل گلهاى مرصّع مرواريد داشت و تقريبا چهل و سه هزار و چهار صد و شصت و چهار تومان پول ايران قيمت آن بود ) ، ( شمشيرى كه روى تيغهء آن با طلا لا حول و لا قوّة الّا باللّه نقش كرده بودند و دسته شمشير پولاد جوهرى بود ، امّا بند و ته غلاف آن را به لعل و زمرّد و الماس مرصّع كرده بودند و شصت هزار تومان قيمت داشت ) ، ( هيكل گردن تمام مرصّع كه به اصطلاح آنوقت ايران آن را پردله مىگفتند ) ، ( انگشترى الماس طولانى كه قيمت آن بيست و هفت هزار و دويست و شصت تومان بود ) ، ( انگشترى لعل كبود مدوّر و چند حلقه انگشترى ديگر كه از جمله يك انگشترى زمرّد بود كه روى آن اللّه اكبر نقش كرده بودند ) ، ( حقّه مثمّن طلا كه صد و پنجاه مثقال وزن آن بود ) ، ( قوطى مليله كه چهار مرواريد بزرگ روى آن نصب نموده بودند ) ، ( پنجاه و هفت طاقه شال كشميرى ) . و قيمت تمام هداياى مزبوره دويست و هشتاد و ششهزار و دويست و سى تومان بود ، بعلاوه چند زنجير فيل و هيچ سفيرى به اين جمعيت و با چنين هداياى وافره نفيسه و تجمّل و جلال به اسلامبول نيامده بود . خلاصه ؛ اين ايلچى باز مأموريّت داشت كه خواهش كند كه حتما مذهب جعفرى را دولت عثمانى با مذاهب اربعهء اهل تسنّن مرادف داند . در مجالس عديده اين گفتگو شد و اگرچه امناى دولت عثمانى جرأت نكردند كه بالصّراحه خواهش نادر شاه را ردّ كنند امّا جوابهاى مجمل دادند ، و منيف افندى كه در سلك علما بود و منصب ماليّهء تذكرهچى داشت با نظيف مصطفى افندى مأمور به سفارت ايران شدند و چون خواهش نادر شاه به عمل نيامد و سلطان يقين داشت كه نادر شاه ساكت نمىشود قشون زيادى به طرف اناطولى فرستاد و نادر شاه از