محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1136

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

مأموريت سفراى عثمانى زياده از حد برآشفت ، و جهت اوّلا اين بود كه مأمورين عثمانى به شأن مأمورين او كه به اسلامبول فرستاده بود نبودند ، ثانيا مذهب جعفرى را دولت عثمانى بر وفق خواهش نادر شاه مجاز و قبول ندانسته ، ثالثا اجازه به پادشاه ايران داده نشده بود كه جامه‌اى براى كعبه معظّمه بفرستد . هم در اين اوان از جانب احمد پاشاى حاكم بغداد كه متّهم به دوستى نادر شاه بود عريضه‌اى به دربار سلطان رسيد كه نظر على خان و ميرزا صفى ملقّب به غيرمشهور به بغداد آمده‌اند و از طرف نادر شاه اعلان جنگ كرده اين خبر اسباب وحشت غريبى در اسلامبول شده على پاشاى حاكم دياربكر مأمور به سپهسالارى عساكر عثمانى و مأمور به جنگ با ايران شد و نادر شاه حركت كرده اطراف بغداد را غارت نمود و انتشار اين خبر در اطراف بلاد عثمانى مورث هرج‌ومرج غريبى شد ، انتهى . نگارنده گويد در صحّت حوادث مذكوره كه در تواريخ فرنگ مسطور است تأمّلى نداريم جز اينكه آن سوانح برخى متعلق به سال هزار و صد و پنجاه و نه و بعضى بايد از اتّفاقات سال هزار و صد و پنجاه و هشت باشد چه در ميان كتب تواريخ ، تاريخ جهانگشاى نادرى به صحّت معروف و معيّن است كه نگارندهء آن خود ناظر آن حوادث بوده ، بعلاوه خود در سنهء هزار و صد و شصت چنان كه در جهانگشا مسطور است با مصطفى خان چاپوشلو مأمور به سفارت و رفتن به دربار عثمانى شده و در اين سفارت نادر شاه با آنكه علماى ماوراء النّهر و عراق عرب كه از فرقهء سنّى بودند پيش مذهب جعفرى را به صحّت شناخته بودند و تصديق نوشته بواسطهء ابرام عثمانى در عدم قبول ترك اين خواهش نموده ديگر اصرارى در اين كار نداشت چنان كه عين عبارت جهانگشا اينست : سابقا سمت ذكر يافت كه در صحراى مغان بعد از تكفّل امر سلطنت مقدّمات ركن كعبهء معظّمه و غيره [ از ] مطالب كه مذكور شد از اعليحضرت پادشاه اسلام‌پناه روم خواهشمند و بر ذمت همّت آسمان پيوند لازم ساخته بودند كه مطالب مزبور « 1 » را به دوستى التيام و يا به شمشير خون‌آشام كه فاصل هرامريست در هر صورت فيصل دهند « 2 » و چند سال « 3 » گريبان اين مطلب در دست گفتگو مىبود و از

--> ( 1 ) . جهانگشا ، تصحيح انوار ص 414 : مطالب مزبوره را . ( 2 ) . جهانگشا : فيصل و انجام دهند . ( 3 ) . جهانگشا : و چون چند سال .