محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1095

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

زندان نوشته بود امروز اعتبارى ندارد . كاغذ را به قاصد داده به لباس مبدّل فرستادند و از اتفاق سيّد عليخان كه از قزلباشيّه شكست خورده بود قاصد را در راه گرفته كاغذ قزلباشيه را به حيله آورده به دست اشرف داد اشرف كتمان آن امر كرده بعد از چند روز به فرح‌آباد حركت كرده بيست و پنج نفر از قزلباشيه را طلب نموده همه را از تيغ بىدريغ گذرانيد و در عرض دو ساعت با بيست هزار نفر سوار روانه شد كه شاه طهماسب را بگيرد . در اين وقت ايلچى اشرف نزد او وارد شده اكرام و اعزاز يافت و از همهء اين كار غافل به تدارك ملاقات اشرف افتاد و اصلانخان را با قدرى سپاه عجالتا فرستاده تا در ميان قم و طهران جاى ملاقات تعيين نمايند اصلانخان از قزوين بيرون آمده به طرف قم مىرفت در راه ديد كه افاغنه با جمعيّت بسيار مىآيند حيله و غدر اشرف را يافته عنان برتافت و نزد شاه طهماسب آمده او را خبر كرد و رجال دولت او جمع شده بناى جنگ با افاغنه نهادند تمامى سوار گشتند و از شهر بيرون آمدند و ليكن سپاه قاجاريه يك جا جمع شدند و عرض كردند كه ما هم در برابر شاه فدا مىشويم و انشاء اللّه تعالى بر همه غلبه خواهيم كرد اما من بعد بايد كه اعتماد الدوله از طايفه قاجاريه باشد نه از طايفهء ديگر . شاه طهماسب راضى شد طوايف قزلباشيه خبردار شده جمع شدند و در ميانه نفاق عظيم واقع شده شاه طهماسب با اين سپاه منافق جنگ با دشمن را صلاح نديده راه مازندران پيش گرفت و اصلانخان با افاغنه جنگ كرده شكست يافت و از عقب شاه طهماسب روانهء مازندران گرديد . اهتمام اشرف به جمع خزينه چون اشرف شاه طهماسب را به مازندران گريزانيد چندى در اصفهان مكث كرده به سوداى جمع مال و خزينه افتاد و از خوانين افاغنه گرفته قتل كرد و مالهاى ايشان را گرفت و از ساير رجال منال گرفته به زندان افكند و مالى كه محمود در مرض موت به اهالى جلفا و ايلچى فرنگ داده بود بازپس گرفت و امان اللّه خان را محمود اعتماد الدوله كرده بود طمع امان اللّه خان غالب بود و در يك هفته از طايفهء قزلباشيه نود هزار تومان گرفته بود اشرف از اين حالت خبردار شد او را احضار كرده يكروز و يكشب از پا آويخت و هرچه داشت همه را مالك