محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1082

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

نكرده به طمع خام افتادند و مخالفت امر محمود نموده ، عاقبت قزوينيان طاقت نياورده خفيّه مشورت كردند و در شهر قزوين تخمينا صد هزار قزلباش بود ، بعد از هشت نه روز هركس به مهمان خود آويخته چهار هزار افغان « 1 » به قتل آورده قتلى بينهايت كردند امان اللّه خان در ميان مجروح گشته با هزار نفر سوار چابك‌سوار افغان خود را از ميان بيرون افكنده به اصفهان پيوست . بيان قتل عظيم در اصفهان اهالى اصفهان هركه بود از شنيدن اين حكايت جان‌گداز قطع طمع از حيات نموده دانستند كه بعد از اين براى خلق اطمينان نخواهد بود هماندم محمود قاعدهء ضيافت پيش گرفت بقيّة السيوف و القحط را از رجال دولت و اعيان و اهل منصب و كار از پير و جوان به ضيافت دعوت كرده سه هزار نفر قزلباش در مهمانى حاضر و مانند گوسفند تيغ را بىقصّاب ناظر شدند « 2 » [ و ] تمامت طعمهء شمشير شدند حتى ميرزا رستم كه دوازده ساله بود يكى از بزرگان و معارف افغان او را اولاد خود كرده بود در آن مجلس بود هرچه افاغنه شفاعت او كردند به جائى نرسيد و طعمه شمشير آبدار گرديد و لاشهء قزلباش را در ميدان پيش سراى پادشاه بر روى هم ريختند و به آن نيز قناعت نكرده به خانهء قزلباش رفتند و اولاد آنها را كه دستشان حربه مىگرفت به قتل آوردند و در اندرون شاه دويست نفر از خانه‌زادگان و گرجىزادگان بودند رخصت دادند كه به هرطرف كه خواهند روند ، چون از شهر بيرون رفتند از عقب افاغنه تعيين شد و ايشان را در هرجا كه يافتند به قتل آوردند چهار پنج روز افاغنه در شهر گردش مىكردند و هركه را از قزلباشيّه مىيافتند مىكشتند و از رجال قزلباش بيست و پنج نفر بگذاشتند و به اعتماد الدوله [ تغيير ] سلوك داده هفتاد هزار تومان از او گرفتند و اموال و اشياء مقتولين را در حيطهء ضبط آوردند و اعتمادشان به يكى از قزلباشيه نماند .

--> ( 1 ) . ب : هفت هزار . ( 2 ) . ب : و مانند گوسفند تيغ بىدريغ قصاب را ناظر آمدند .