محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1081
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
به رجال قزلباشيه اظهار ملاطفت و نوازش كرد و به جهت تعديل و تسويه در منازعات شرعيه و دعوى حقوق عباد [ شخصى را ] از جماعت افاغنه منصب ديوانبيگى به او تفويض كرد و او مردى كامل و زاهد و متّقى و رشيد و عالم و عاقل و دانندهء قواعد شرعيّه شريعت بود ، مردم چنان از ديانت و پاكدامنى او مسرور و خوشحال شدند كه زمان گذشتهء خود را كه باعث زوال دولتشان بود و افسوس بىنهايت خوردند فراموش كردند . احوال جمع خزينه به حكم محمود خزينه را ضبط كردند و از هرچيز با قيمت فراوان بود مگر زر نقد بسيار كم بود و از هريك از رجال قزلباش مبلغى زر نقد خواست و خواهىنخواهى گرفته در خزانه ريخت و از جلفاى اصفهان و غير ايشان حتى از ملكهاى نصارى و ايلچيان فرنگ به بهانهاى مبلغى وافر گرفت و از رجال دولت خود نيز به چنين دستور زر و اموال بسيار استرداد كرد و طوايف سپاه افغان از غنيمت مال و اموال متموّل شدند و بخشش به خوانين و حكام بلوك و ولايات كم داشت و سپاه را سيورسات و علوفه مىداد . ارسال سپاه به قزوين و كيفيّت حالات آنها بعد از فتح اصفهان امان اللّه خان را با هشتهزار سوار از افاغنه به تسخير قزوين نامزد كرد و به اهالى آنجا رقم نوشت كه به ورود سردار شهر را تسليم كنند و اگر شاه طهماسب و كسان او تجاوز از حدود بنمايند بىتأخير ، شما و اهل و عيال شما را عرضهء شمشير و تدمير خواهم كرد و اموال شما به غارت و تاراج خواهد رفت و اگر از در طاعت و انقياد درآئيد از ضرر سپاه افاغنه بالكلّيه محروس خواهيد بود و از جانب شاه مكتوبات به همين مضمون نوشته شد و ارسال گرديد . امان اللّه خان با لشكر روان و به ورود قزوين شاه طهماسب راه تبريز پيش گرفت و شهر قزوين را خالى و اهالى شهر را تسليم كردند و به قدم انقياد پيش آمدند و اهل قزوين تدارك مهمانى پيش گرفتند و سپاه افاغنه به خانهء ايشان فرود آمده امان اللّه خان را اكرام بيكران نمودند و پيشكشها دادند . جماعت افاغنه قناعت