محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1066

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

مشاجره و مكالمه نمودند بعضى گفتند كه هرچه از غنايم بعد از فتح قزلباشيه به دست آورديم برداشته روانه كرمان شويم ما را حصنى حصين بايد كه آنجا را استحكام دهيم كه خزينه و ساير احمال و اثقال و اسباب خود را در آن محكمهء محكم بنيان نهيم و ذخيره جمع كنيم . و از آنجا لشكرهاى خود را به اطراف تعيين نمائيم كه كار ما به سهولت بگذرد ، افاغنه اين رأى را بنا نهادند ، نه هزار سوار انتخاب كرده روانه اصفهان [ كردند ] و هرچه بنه و آغروق برداشته روانه كرمان و نه هزار عقب‌دار آنها شده هرچه برگرفته بودند روانهء كرمان نمودند . ارسال خان حويزه براى تجسّس حال افاغنه افاغنه تا هشت روز خود را به قزلباش ننمودند و قزلباشيه از اين حال متحيّر شده عاقبت خان حويزه را تعيين كردند كه در شبى تاريك بيرون رفته تا به ميدان جنگ شتابد و تفحّص از احوال افاغنه نمايد . چون به اردوى افاغنه رسيدند ايشان را در كمال آرامى و اطمينان ديدند ، و شاه و سپاه در عرض هشت روز به تدارك و استحكام شهر افتاده گفتند اصفهان را مضبوط مىكنيم و افاغنه ، جلفا و ساير امكنه را غارت كرده برمىگردند و مراجعت مىكنند و اضطرارشان « 1 » اندكى تسكين يافت . ارسال مكتوب از جانب خان حويزه براى مصالحهء افغان شاه خان حويزه را نزد خود طلبيده مقرّر كرد كه از جانب خود به محمود نويسد يعنى بىخبر از شاه و امرا ، و به قاصدى معتبر داده روانه نمايد و او نوشته بود كه من به واسطهء مذهب تسنّن با شما متّحد و خيرخواه مىباشم هرگاه شما غنايم خود را گرفته متوجّه و روانهء ولايت خود شويد انسب و اولى مىنمايد چه هميشه فتح و ظفر يار و مددكار نخواهد بود گاه باشد كه لشكرها به شاه قزلباش پيوندند و كار بر شما مشكل گردد و من شاه و رجال دولت را اغفال مىنمايم كه به تعاقب نپردازند و دفع شما را وجههء همّت نسازند و اگر به مصالحه راضى شويد

--> ( 1 ) . ب : اضطراب .