محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1065
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
ايستادند و سكونى در دل يافته پاى دوام و ثبات افشردند . اتّفاقا معتمد الدوله « 1 » در قلب ايستاده بود افغان بر آنها حمله كردند ، بازار كارزار گرم شد ، سپاه قزلباش را پاى قرار از جا رفته ، آفتاب ظفر در نقاب ادبار نهفته ، گريزان و تفنگچيانى كه در پيش صف كشيده بودند فرار كردند [ و ] علامت انكسار در سپاه قزلباش پديد گشته رستم خان قوللر آقاسى با غلامان روگردان ، و افاغنه به تعاقب او مشغول شدند ، خان حويزه نيز با اسب تازىنژاد خود مهميز فرار تيز كرده [ پشت ] بر افاغنه تكاورانگيز شد ، و در اول جنگ توپچىباشى لشكر اسلام هلاك شده بود و توپچيان بىسركرده مانده دستشان از كار رفت . افاغنه از اين حالات جرأت و جسارت يافته دلير گشتند لشكر اسلام مغلوب امّا باز به حركة المذبوح پرداخته رستم خان قوللر آقاسى با پسر خود مقتول و ، عليمردان خان مجروح و برادرش بىروح شد محلّ « 2 » نشان خان گرجيان را تعاقب كرده جمله را مجروح و بىنشان ساخت . ضبط كردن افاغنه اردوى قزلباش را لشكر اسلام از ميدان جنگ برگشته به اردو آمدند و افاغنه به اردو آغاليدند ، بيست و پنج عراده توپ و اسباب و اثقال بىنهايت و بيست و پنج هزار تومان زر مسكوك گرفته به اردوى خود نقل كردند . بعد از وقوع اين حالات افاغنه به فكر گرفتن اصفهان افتادند و خبر شكست لشكر اسلام به اصفهان رسيد و معلوم است كه چه شورش و جزع و فزع در جهان آشكار كردند . افاغنه چند روز برآسوده و غلامان سپاه خود را به راهها فرستاده حزم و احتياط را مرعى داشتند و از براى سدّ طرق اعداديده به آنها گذاشتند . مشورت افاغنه براى مراجعت به كرمان افاغنه اشراف و اعيان قوم خود را جمع آورده براى مراجعت به كرمان
--> ( 1 ) . ب : اعتماد الدوله . ( 2 ) . ب : محمد نشان خان .