محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1059

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بحرين تدارك كرمان كنند . لطفعلى خان چون خبر كرمان شنيد به آن‌طرف متوجّه گرديد و سپاه قزلباش بسيار بود از گرد راه با افاغنه برآويختند و سلك جمعيّت آن ناكسان از هم ريختند و كرمان را گرفتند و محمود فرار كرده به قندهار رفت . لطفعلى خان به امناى دولت عرض كرده از براى سپاه علوفه و ذخيره طلب نمود . فتح كرمان و شكست افغان خلاف رأى بعضى از امناى دولت بود ، تأخير كردند و اهمال و اغفال نمودند و گفتند غنايمى كه از امير محمود گرفته به عوض سيورسات و علوفه مىشود و بر اتلاف گنج پرداختن و خزينهء شاه را خالى ساختن خلاف رويهء حزم است با اين كيفيت و حال ، لطفعلى خان حالى از كرمان تا به شيراز نقد و جنس رجال دولت را به سپاهيان حواله كرده و ذخيره آنها را به سپاه توجيه كرده و هرچه شتر و حيوانات داشتند گرفته بر عظماى لشكر كه به آنها خلاف و عداوت مىورزيدند بخشيد و قسمت كرد و لشكر را برداشته متوجه شيراز شد رجال دولت اين حركات را در اصفهان از لطفعلى خان شنيده بغض و كين و عداوتشان زياده شد و نزد شاه از او شكايت كردند كه به طرفى كه مأمور بود نرفته ولايت را خراب‌كنان به شيراز رفته است چون لطفعلى خان افغان را شكست داده بود شاه التفاتى به سخنان آنها نكرده گفت هرگناهى كه كرده باشد بخشيدم ذكر احوال فتحعلى خان اعتماد الدّوله لگزى و تزويرات رجال دولت در حق او چون شاه بدگوئى لطفعلى خان را از دشمنان او نشنيد شعلهء عداوت ايشان از درون سينه سر به گردون كشيد با يكديگر نشستند و در دفع دشمنان خود مشاورت در پيوستند گفتند لطفعلى خان كه منسوب اعتماد الدوله است اين دفعه اگر يك بار به افغان ظفر يابد دل شاه بالكلّيّه به او ميل خواهد كرد و تقرّب بيشتر خواهد يافت و كار ما مشكل خواهد شد . شاه در بلدهء طهران بود ملّاباشى و حكيمباشى در محلّ مرغوب به خدمت شاه رفته منديلهاى خود را برداشتند و بر زمين زدند و فرياد درگرفتند كه فتحعلى خان اعتماد الدوله به بزرگان اكرادى كه در طرف عثمانيه قرار دارند كاغذى نوشته به اين مضمون : نظر به عهد و پيمانى كه با شما داريم و منتظر فرصت مىباشيم سه هزار مرد سوار برداشته روانهء طهران شويد و در