محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1049
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
حقايق ارقام قلمى فرمايند . علما و مجتهدين سنّى در جواب مسائل شرعى او فتوى داده همه را بگرفت و در صندوق اميدوارى خود محكم كرده از حج معاودت نموده به اصفهان آمد و چون علماء مكّه و مدينه به نحوى كه مذكور شد خلق ايران را از زيارت حج غدغن كرده بودند كه زر مسكوك از ايران به جاى ديگر نرود و سالى مبلغى خطير از اهالى روم و جماعت مكّه و مدينه از حجاج منتفع مىشدند و راه انتفاع آنها بريده شده بود و از اينراه كينه و عداوت ديرينه از اهل ايران در دل شقاوت منزل داشتند فتواى بسيار مضبوطى نوشته دادند . ميرويس به اصفهان [ آمده ] به امناء و امراء در خانه و دوستان و رفقا و شاه هدايا و سوغاتهاى نيكو داد و دلهاى همه را صيد كرد و در ميان رجال دولت معتبر شد و به حسن حالت عاقلانه و رفتار خردمندانه شهرت كرد ، شاه به او محبّت بسيار بهمرسانيد [ و ] داخل شور و مصلحت ملكى گرديد . اتفاقا در آن روزها ايلچى از مسقو كه عبارت از ايلچى روس باشد عازم ايران مىگرديد و خبر او به شاه رسيد كه از شما اذن دخول و ورود به ايران مىخواهد . رجال دولت از رسانندهء اين خبر تحقيق كردند كه اين ايلچى كيست و از مردم كجا است و نام او چيست ؟ گفت نام او اسرائيل و اصلش از مردم قپان قراباغ و ارمنى الاصل و مولدش در محال قپان بوده . رجال دولت از شنيدن اين سخن مختل الدّماغ گشته [ كه ] ارمنى و از رعيّت ما و از جانب چارويس ايلچى شده بيايد و حرمت يابد و در مجلس شاه بنشيند ؟ ! اين لايق رعايا بالخصوص از ارامنهء ما را مناسب و معقول نمىنمايد بايد رخصت آمدن به او داده نشود و پادشاه روس اگر ايلچى مىفرستد از جنس ديگر و آدمى ديگر بفرستد . در آنوقت ايلچى ديگر از جانب فرانسه آمده در شهر اصفهان متوقّف بود نامشى موسى . نزد او آدم فرستادند از او تحقيق احوال ايلچى روس كردند او در جواب نوشت كه او را اسرائيل گويند و اصلش ارمنى است و از قبيلهء مجار به فرنگستان افتاده و در ميان لشكر فرانسه مدتى قهوهچىگرى كرده و بعد او را چكچى نوشتند و در سفرهاى بسيار بعيده به نمسه رفته و در قلعهء ازدق روس او را ضابطى بيوكباشىگرى داده و [ او ] به آرزوى وطن اصلى ارحام خود از جار نمسه به جار مسقو يعنى پادشاه روس شفاعت انگيخته و واسطه انداخته التماس تعيين شدن به ايلچىگرى خواسته ، پادشاه روس او را به اسم ايلچىگرى روانهء اين حدود كرده ، چون در آن وقت در ميان فرانسه و نمسه