محمد حسن خان اعتماد السلطنه

935

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

صورت فرمان شاه صفى چون خواندگار روم كه با فرنگ صلح نموده به قصد قتل و غارت مسلمانان با سپاه گران روانهء ولايت آذربايجان شده عازم تسخير قلعهء ايروان گرديد طهماسب قلى خان قاجار حاكم آنجا قلعهء مزبوره را كه از زمان نواب جنّت‌مكان گيتىستانى و جلوس ميمنت مأنوس همايون تا حال مبلغهاى كلّى صرف استحكام و اسباب قلعه‌دارى شده بود به تصرّف مخالفان داد ، خواندگار روم نيز آنچه از يراق توپخانه و قورخانه و آلات قلعه‌دارى همىداشت در آنجا گذاشته مرتضى پاشاى وزير و داماد خود را با جمعى از پاشايان و امراى معتبر و دوازده هزار نفر از مردان كارى به محافظت آن تعيين نموده مراجعت كرد ، و نوّاب همايون ما نيز بلا توقّف متوجه تسخير قلعهء مزبور گشته غازيان را به محاصرهء آن مأمور فرموديم و در اندك فرصتى سيبه‌ها پيش برده به ضرب توپ آتشبار و آتش زدن چوب‌بستهاى زير ديوار رخنه‌ها در حصار شير حاجى نموده به تاريخ هفدهم شهر شوّال يورش برده و از صبح تا شام جنگ نموده مرتضى پاشا با چند نفر از پاشايان و بسيارى از روميّه كشته شده و جمعى گرفتار گشته مابقى پناه به حصار درون بردند و در روز سه‌شنبه شهر مذكور كه هنوز قتل مرتضى پاشا ظاهر نشده بود روميّه بيشتر در امر قلعه‌دارى كوشش مىنمودند غازيان نصرت شعار به زير ديوار بدن قلعه درآمده چوب‌بست كرده آتش زده بار ديگر يورش نموده قلعه را جبرا و قهرا مفتوح ساخته بقيّة السّيف پاشايان و محصوران را كه قريب پنج هزار نفر بودند به درگاه جهان‌پناه آوردند و نواب همايون ما اقتدا به سنّت سنيهء آباء و اجداد جنّت مقام خود نموده اين جماعت را به جان و مال امان داده « 1 » . . . مىبايد كه به همه جهتى به توجّهات و تلطّفات بىدريغ خسروانه مستظهر و مستمال و بدين مژده مسرور بوده در ازدياد اخلاص و دولتخواهى كوشند و حاجات و ملتمساتى كه داشته باشند عرضه داشت پايهء سرير خلافت مصير نموده به عزّ انجاح و شرف اسعاف مقرون شناسند و در عهده دانند . ذيقعدهء سنهء 1045

--> ( 1 ) - در متن نقطه‌چين است