محمد حسن خان اعتماد السلطنه

929

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شرارت و دزدى بودند در زورقها نشسته بر روى دريا گردش مىكردند از اتّفاقات باد شديد آنها را به بادكوبهء شيروان انداخته شيروانيان كه از رفتار اين جماعت به ستوه بودند اين معنى را فوز عظيم دانسته همه را معدوم ساختند . هم در اين سال سپاه اوزبك كه از ماوراء النهر به خراسان آمده مرو را مسخّر نموده بودند و در بعضى اماكن ديگر اقامت داشتند به ماوراء النهر بازگشتند و مرو و ساير نقاط خراسان مصفّى شد و شاه صفى حكمرانى مرو را به مرتضى قلى خان قاجار ابن محراب خان قاجار داد . هم در اين سال جمعى از قاجاريّهء قراباغ به تحريك داود خان برادر امامقلى خان حاكم فارس به دست گرجيّه مقتول گرديدند و شاه صفى امامقلى خان و بعضى از پسران او را به تلافى بكشت و برخى ديگر از پسران امامقلى خان مكحول شدند و محمد قليخان زياد اوغلى قاجار از جانب شاه صفى به امير الامرائى قراباغ و حكمرانى اين نواحى مأمور گرديده به گنجه رفت و بر مسند حكمرانى متمكّن شد و عساكر قزلباش به تدمير گرجيّه برفتند و خسرو ميرزا برادر بكرات خان نبيرهء لوارصاب كه موسوم به رستم خان شده بود حكومت ولايت كاخت و كارتيل يافت و اهالى گرجستان از او اطاعت كردند و طهمورث گرجى كه منشاء فساد بود به باش اچوق گريخت . هم در اين سال شاه صفى فرمان مسطور در ذيل را به اسم محمّد خان بيگ زاخورى مرقوم داشت . صورت فرمان شاه صفى رستم خان را والى ولايت كل گرجستان فرموده روانه آن صوب فرموديم و رفعت و اقبال‌پناه عزّت و اجلال دستگاه عاليجاه مقرّب الحضرة العلّيّة كمالا للرّفعة و الاقبال رستم بيگ ديوان‌بيگى سپهسالار تفنگچى آقاسى را پيشتر از موكب همايون با عساكر منصوره روانه فرموديم و رايات جاه و جلال نيز به فيروزى و اقبال به توفيق بلاتوقّف متوجّه آن حدود است ، ساحت آن ملك مضرب سرادقات اجلال مىگردد ، مىبايد كه چون رفعت‌پناهان سرخاى بيگ و امير خان بيگ رسند تمامى سپاه و مردم خود را جمع نموده تا رسيدن رايات نصرت آيات گرجستان كاخت را تاخت و تاراج نموده خود را معاف ندارند و آنچه لازمهء اخلاص و دولتخواهى است به منصهء ظهور رسانيده تقصير ننمايد كه انشاء اللّه فراخور خدمت و