محمد حسن خان اعتماد السلطنه

877

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

اجازهء مراجعت به محل حكمرانى خود يافت چون چندى بگذشت در ثانى مرشد قليخان به خدمت شاه عباس « 1 » آمد و اشفاق مخصوص دربارهء او به ظهور رسيد و او نيز بر خدمت خود مىافزود و اين فقره اسباب خيال عليقلى خان گرديد ، شخصى را مأمور كرد كه مرشد قليخان را به قتل رساند و آن شخص سهوا در حمّام ديگرى را به جاى مرشد قليخان بكشت ، مرشد قليخان ملتفت مطلب شد با ملازمان خود به تربت رفت عليقلى خان كه كار را بدين منوال ديد به استمالت مرشد قليخان پرداخت ولى ثمر نكرد و مرشد قليخان لشكريان خود را در تربت جمع كرده روانهء مشهد مقدّس گشت و سلمانخان حاكم مشهد را معزول كرده خود به حكمرانى پرداخت و دختر بوداق اغلن چكنى را در اين ولايت به زنى گرفته كار شوكت و اقتدارش بالا گرفت و در قليل زمانى سه هزار سوار مكمّل و مسلّح دور او جمع شدند ، در سال نهصد و نود و چهار عليقلى خان با دوازده هزار سوار در موكب شاه عبّاس به قصد استيصال مرشد قليخان متوجّه ارض اقدس گرديد مرشد قليخان چون از حركت عليقلى خان خبر شده اعيان ولايت مشهد را حبس كرد و خود با ملازمان به قصد جنگ با عليقلى خان روانه شده در حوالى ولايت جام تلاقى فريقين شد چون به محاربه پرداختند شاه عباس با معدودى از خواص از لشكريان جدا ماند مرشد قليخان خود را به او رسانيده ركابش را ببوسيد و او را به لشكرگاه خود رسانيد و مقدّمه‌اى كه عليقلى خان ترتيب داده بود به عكس نتيجه بخشيد و لشكريانش شكست عظيمى خوردند ناچار منهزما متوجّه هرات شد و مرشد قليخان در ركاب شاه عباس به مشهد مقدّس آمد و اعيان را كه حبس كرده بود از حبس بيرون آورد و معذرت خواست ، بعد از چند روز سليمان خليفه با سپاه خود به خدمت شاه عباس رسيد و در سلك خواص ملازمان منسلك گرديد ، پس از اين مقدّمات مقرّر شد كه شاه عبّاس به تخت سلطنت جلوس كند لهذا ساعتى اختيار نمودند و تمام اهل مشهد از شهر بيرون آمدند و در اطراف كوه سنگين كه يكى از تفرّج‌گاههاى آن سرزمين است جمعيّت كردند و در دامان آن كوه تختى مزيّن به جواهر نصب نمودند و خطبه و سكّه را به نام او كردند و اين سال نهصد و نود و

--> ( 1 ) . در متن شاه طهماسب ، كه بدون ترديد اشتباه كاتب بوده است .