محمد حسن خان اعتماد السلطنه
878
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
چهار بود چون شاه عبّاس بر سرير سلطنت تمكّن يافت مرشد قليخان را منصب وكالت داد و اكثر سپاه كمر متابعت او بستند و در اين وقت نامهاى به عليقلى خان نوشت و اظهار داشت كه حالا بهتر آنست كه از راه مخالفت برگشته به مشهد مقدّس آئى و اگر چنين كنى ولايت مشهد را شاه عبّاس به اقطاع تو خواهد داد زيرا كه هرات از قديم دار السلطنه بوده و مناسب آنست كه آنجا را شاه عباس پاىتخت كند ، چون اين نامه به عليقلى خان رسيد با وجود جلادت خائف شده كاغذى به عبد اللّه خان بن اسكندر سلطان اوزبك والى تركستان نوشته او را به آمدن هرات دعوت كرد ، عبد اللّه خان كه سالها مترصّد و آرزومند چنين روزى بود لشكر تركستان را جمع كرده عازم هرات شد و در اين اوان خبر كشته شدن شاهزاده سلطان حمزه ميرزا به خراسان رسيد لهذا مرشد قليخان تسخير ولايت عراق را اهمّ دانسته موكب شاه عباس با عساكر او كوچ بر سر كوچ به قزوين آمدند و عراق نيز شاه عباس را شد ، همين كه شاه عباس در اين نواحى نزول كرد وزارت ديوان اعلى را به ميرزا ابو الولى شيرازى كه از سادات جليل القدر بود داد . پوشيده نباشد كه بعد از كشته شدن شاهزاده سلطان حمزه ميرزا امرائيكه اسباب قتل او را فراهم آورده بودند ابو طالب ميرزا و طهماسب ميرزا را برداشته متوجّه اردبيل شدند ، بعد از آن محمّد خان تركمان و مسيّب خان در اردبيل توقّف كرده عليقلى خان و اسمى خان در ركاب ابو طالب ميرزا و طهماسب ميرزا روانهء قزوين گرديدند و چند روزى در قزوين توقّف كرده عزيمت اصفهان نمودند ، در آن اوان شنيدند كه مرشد قليخان در موكب شاه عباس متوجه قزوين گرديده به خيال غلبه بر مرشد قليخان و كشتن او راه قزوين پيش گرفتند . هم در اين سال ميرزا سليمان از آسيب سپاه اوزبك بدخشان را بگذاشت و به هندوستان آمده در اين مملكت درگذشت و يوسف شاه كشميرى به دربار اكبر شاه شتافت و پسرش يعقوب شاه در كشمير به حكمرانى پرداخت و چيزى نگذشت كه لشكر اكبر شاه كشمير را مسخّر كردند و يعقوب شاه نيز به خدمت اكبر شاه پيوست و سلطنت اين طبقه زوال يافت . وفات ميرزا جان شيرازى از معارف .