محمد حسن خان اعتماد السلطنه
840
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مربوطة بالخلود ، و اسباب نظام شوكته مضبوطة بالسّعود ، لوايح انوار دعوات فايقة و فوايح انوار تحيّات رايقه كه صفحات فؤاد اودّا از آن متوسّم و نفحات و داد احبّا به آن منتسم باشد ، تمايم حمايم رفعت منال هدهد مثال گرديده و بعد از اداى وسايل مشكين شمايل كه با واسطهء نسيم شمال ارسال نموده شده است به رأى منير صوابنما و خاطر خطير حقايق گشا انها و انباء مىشود كه پسرم ( بايزيد ) كه با غرور غفلت جوانى و قصور عقل و نادانى ناشى از سوء تدبير خللپذير پيش از اين بادى اثارت فتنه و وحشت ، و بانى اسائت منافرت شده و خلاف مقتضاى افكار خردمندان و منافى رضاى انظار هوشمندان چندان اوضاع فضيحهء ناشايسته و افعال قبيحهء ناپسنديده ارتكاب كرده و به گرد سرش گروهى از اشرار و اشقيا مجتمع و او هم اقاويل و اباطيل آنان را مستمع شده و در ديار جليل الاعتبار ( قونيّه ) ( شهريست در آسياى كوچك و اسمش از لفظ ( قونمق - آراميدن ) مأخوذ است ، مملكت او مدفن ملا جلال الدين رومى قدّس سره است و در هنگام سلطنت سلاجقه پاىتخت بود ) بر پسرم سليم طال بقاه و نال مناه كه حامه حومهء شهريارى ، و حاوى كمالات بختيارى ، نور ديدهء سلطنت ، چراغافروز ديدن سعادتست هجوم برده و در هنگام مقابله و مقاتله اغلب اتباعش مقتول و منعدم ، و اكثر اشياعش مخذول و منهزم گشته ، و بر حالت او امارت ضعف اقدام ، و علامت انكسار تام مستولى آمده و حالت ( يوم يفرّ المرء من اخيه ) مشاهده كرده ، با رعب و انهزام از معركهء مهلكه برگشته و به جايگاه حكومت خود كه ( آماسيّه ) است گريخته ، و براى تدارك جرايم و ذمايم خود به درگاه عنايت پناه من كه مرام بخش عامهء انام است ( فاعترفنا بذنوبنا ) به كار بد كردارش بروجه عجز و اضطرار تقديم مراسم اعتذار و تتميم لوازم استنابه و استغفار ، و استدعاى رأفت و شفقت ، و ارتجاى مرحمت و مكرمت كرده بود بنابراين بر تظلّم و اعتذار و تذلّل و انكسارش ترحّم ، و براى ايقاظ عقل و باز شدن ديده و درّاكهاش امر قدرقدر و فرمان قضا امضا ارسال گرديده و در ضمن آن بعد از بيان انواع نصايح جامعه و تبيان اصناف مواعظ نافعه اظهار شده بود كه : اوّلا رجال ( در اصطلاح رسمى عثمانى يعنى شاهشناس ) فاسد الاحوال كه ترا اضلال كردهاند اگر وجود مضرّت آلودشان را از عالم نابود مىكنى ، و در سياست و قتل آنها مساهلت نمىنمائى ، و ثانيا اشخاصى كه از خواص و عوام در نزد تو هستند از