محمد حسن خان اعتماد السلطنه
825
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اسلام شاه بر حدود تنبيه ( تتّه ) و بهار و آمدن سلطان محمّد عدلى از كواليا به چنار . لشكر كشيدن محمّد شاه سور صاحب بنگاله به چنار و جنگ كردن با سلطان محمّد عدلى و مقتول شدن او و برقرار شدن پسرش بهادر شاه در بنگاله به حكمرانى به جاى او . وفات شاه حسين ارغون صاحب سند كه چون اولادى نداشت ميرزا عيسى ترخان كه از امراى او بود در سند سلطنت يافت . جلوس سلطان محمود بهكرى در بهكر به حكمرانى . مسافرت سيدى رئيس به طرف هندوستان . زلزله در كاشان . اروپا - مزاوجت مارى ملكه انگليس با فليپ پسر شارلكن امپراطور آلمان و به اينواسطه مذهب كاتوليكى در اين مملكت رواج مىيابد . ( پرتوغال ) - پادشاه پرتوغال مملكت گينه را از پاپ بر وفق شرع ابتياع مىنمايد ، اين مملكت معدن طلاى بسيار و فيل زياد دارد كه عاج از استخوان آن حاصل مىشود ، خلاصه پادشاه پرتوغال بعد از ابتياع مملكت گينه سلطنت خود را در اين نقطه مستقلّ مىسازد ( روس ) - تصرّف نمودن قشون روس شهر حاجى ترخان و نواحى آن را . ( عثمانى ) - نامهء مسطور در ذيل را تقريبا در اين اوان سلطان سليمان خان سلطان عثمانى به شاه طهماسب نوشته است : صورت نامهء سلطان سليمان خان اطناب خيام رفعت ، و اسباب قيام حشمت حضرت عالىرتبت فلك مكنت ، شمسهء ايوان عزّت ، نيّر آسمان شوكت ، خديو كامكار ، شهريار مكرمت شعار ، جمشيد خورشيد طلعت ، خاقان كيوان منزلت ، داراى تاج و تخت ، داور فيروزبخت ، خسرو فغفورفر ، شاه فريدون سير ، واسطهء عقد بختيارى ، نگين خاتم تاجدارى ، همايوندولت « 1 » مشترىسعادت ، جمجاه و نصفتپناه ، والاصدر ، بلندقدر ( طهماسب شاه ) لا زالت شموس حشمته من افق الاقبال نائرة و ما برحت بدور دولته فى بروج السّعادة دائرة ، با اوتاد شرف و عزّت ممدود و با امداد و اسعاد توفيق و ميمنت موفور و نامعدود ، و پرتو آفتاب شوكت و انوار آفتاب معدلتشان لامع و رخشان و ساطع و تابان باد . تا لطائف عوارف سبحانى صحائف جرائد جهان را موشح و
--> ( 1 ) . در متن : همايون دوست .