محمد حسن خان اعتماد السلطنه
826
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مهذّب ، و منايح فيوض آسمانى صفايح لوايح زمين و زمان را مرشح و مرتب سازد قوايم مسند اقبال و دعايم رواق اجلال مستحكم و استوار و دائم و برقرار باشد . بدايع روايع محبت ، و صنايع ذرايع تحيّت ، كه باعث انشراح صدور ارباب حضور و موجب انفتاح ابواب سرور و ارتياح اصحاب حبور است نگاشتهء اقلام مودّت ارقام شده و به وساطت حمامهء نامهبر به آن صوب مكرم گرامى ، و حرم محترم سامى آنها گرديده است . بعد ذا ، غرض از انباء ضمير حقايق سفير و مرآت طبع منير خورشيد نظير آنست كه نسايم عنبرين شمايم صدق و ولا از مهب رياح الفت و ازهار حسن عقيدت و وفا از رياض خلّت گشاده و دميده شده ، و مجموعهء نوادر اشارات و گنجينهء جواهر عبارات كتاب بديع المثال و خطاب مسرت منال كه رقوم الفاظ غرّايش مفاتيح كنوز ، و نقوش سطور دلربايش مصابيح رموز ، غرّهء بياضش مانند درّى درخشان لامع النور ، و سواد مدادش مانند طرّهء جعد حور ، معاقد معانى آن بدايع بلاغت را متضمّن ، و قواعد مبانى آن به اسلوب مرغوب فصاحت مقترنست با دستيارى قاصدان فرخفال و واردان مناهل اقبال در احسن ازمان و اسعد اوان به مجلس انس روحانى وارد و در محفل حبّ جاودانى بهجتافزا واقع شده ، مخايل مصادقت و اتّحاد و دلايل صدق فؤاد كه از درج درر مكنون ، و از مفاوضهء لطيفهء براعت نمونش ظاهر است ملحوظ انظار اولى الابصار شد ، حصانت و تشييد عهود و موالات ، و ركين و سديد عقود و مصافات ، مفهوم و مبانى وفاق تام و رسوخ و استحكام ممتنع الزوال و الانفصام معلوم گرديد . سعى مشكورى كه از جانب آن جنابعالى لا زال محفوفا بصنوف المعالى ظهور و صدور يافته واقعا شاهد حال و صدق مقال بوده محقق است كه با تعاقب ايّام و ادوار در چهرهء روزگار باقى و مذكور بايد بماند لازمهء شأن مكارم نشان اصحاب همم عليه ، و ارباب شيم مرضيّه اينست كه صلاح دين و دنيا را هميشه انديشه و صدق ايمان و وفاى عهد و پيمان را پيشه كرده باشند كه اين حال باعث نتايج عزّت و سبب سعادت دارين است . لاجرم نيّت خير آيت ما نيز متصدى مصالح ملك و ملّت و مناظم دين و دولت است عرصهء عالم را با اشراق اشّعهء عدل روشن و مجلّى و با شعاير شرع مطهّر محلّى كردن از اهمّ واجبات و اتمّ مهمّاتست ، زيرا هرسلطان عادل و ملك دانادل كه