محمد حسن خان اعتماد السلطنه
675
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
همان اوقات ميرزا شاهرخ ايالت خوارزم و توابع آن را به امير شاهملك داد و تا آخر ايّام حيات ميرزا شاهرخ آن مملكت در تصرّف امير شاهملك و پسرش بود . [ سنهء 816 هجرى - سنهء 1413 مسيحى ] آسيا - گرفتن خضر خان حاكم پنجاب دهلى را كه پس از اين فتح به سلطنت نشسته خود را رايات اعلى ( صاحب رايات اعلى ) خواند . هم در اينسال چون خاطر ميرزا شاهرخ از جهت خوارزم جمع و بيدغدغه گرديد و استيلاى امير قرايوسف تركمان را بر آذربايجان و ارّان و عراق عرب و توابع به كرّات شنيده بود به جهت دفع او از هرات انتهاض نمود و چون به نواحى نيشابور رسيد نامه به ميرزا اسكندر بن عمر شيخ نوشت و او را فرمان داد كه با عساكر فارس و عراق به رى آيد و به موكب ميرزا شاهرخ پيوندد كه به هيئت اجتماع به دفع قرايوسف پردازند ، ميرزا اسكندر چون نامهء ميرزا شاهرخ را بخواند گمان كرد كه جنگ با قرايوسف بهانه است و ميرزا شاهرخ قصد مملكت او را دارد لهذا بناى طغيان و ياغيگرى را گذاشت و چون ياغيگرى ميرزا اسكندر بر ميرزا شاهرخ معلوم و محقّق شد بعد از آنكه زمستان را در جرجان قشلاق كرده بود فسخ عزيمت آذربايجان نموده در اوايل بهار ميرزا بايسنقر را به هرات فرستاد و خود مصمّم سفر رى گرديد و سال بسر رسيد . اروپا - ( انگليس ) - فوت هانرى چهارم پادشاه انگليس و جلوس هانرى پنجم پسرش به جاى او . ( عثمانى ) - به عقيدهء بعضى از مورّخين سلطان محمّد اوّل پسر سيّم سلطان ايلدرم بايزيد كه كوچكتر از سليمان و موسى بود در اينسال به سلطنت عثمانى منتخب شد و به زعم برخى دو سال قبل ، بهرحال بعد از ايلدرم بايزيد خان سلطنت آل عثمان موهون بود تا سلطان محمّد اوّل را انتخاب كردند و او باز سلطنت و دولت عثمانى را قوام و استقلال داد . [ سنهء 817 هجرى - سنهء 1414 مسيحى ] آسيا - در چهاردهم محرّم اينسال ميرزا شاهرخ متوجّه رى گرديد و در نواحى رى