محمد حسن خان اعتماد السلطنه
8
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
روحانى مىبخشد و به هر مقامى و هر جاهى و هر ثروتى به هر درجه از فريبندگى بىاعتنا مىسازد . همان حالتى كه در طى سه بار مطالعهء جدى و كلمه به كلمهء اين كتاب به اين ناچيز دست داد و آنچه را كه از نوك قلم من بر روى كاغذ چكيد انعكاسى از حالات روحى خودم بود ، در طى چهل سال مطالعهء دائمى در متون تاريخ هيچ متنى نخواندهام كه به اين سرعت و شدت حال مرا دگرگون كند و هيچ نوشتهاى نديدهام كه بتوانم مفهوم و معنا و عظمت اين آيهء شريفه را با تمام وجود لمس كنم « كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ . وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ . كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ . فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ . چه بسيار مردمى كه باغها و چشمهسارها و كشتزارها ، و مقام بلند و نعمتى كه از آن برخوردار بودند رها ساختند و آنها را به قومى ديگر به ارث داديم ، نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين ندبه كرد و نه براى بقا مهلتى يافتند ( سورهء 44 از آيهء 24 ببعد ) در برابر اينهمه جراحات زندگى يگانه مرهمى كه ميتواند آلام بشر را اندكى تسكين بخشد اندكى دادگسترى است از ناحيهء زمامداران و دولتمردان . در تصحيح اين كتاب موانعى پيش نيامد . منابع و مآخذى كه در اختيار مؤلف قرار داشته در اختيار اين بنده نيز قرار داشت تنها تاريخ ناياب ابو الفدا را نداشتم كه آن هم به عنايت دانشمند گرامى جناب آقاى دكتر اصغر مهدوى كه گل وجودش از سماحت سرشته شده تا هر مدت كه خواستم در اختيارم قرار گرفت . مشخصات كتاب الف - مؤلف اين كتاب محمد حسن خان صنيع الدوله است كه بعدها ملقب به اعتماد السلطنه شد اما به نظر نمىرسد كه خود به تنهائى بدين كار خطير پرداخته باشد . بطور يقين شخصيتهائى كه نام آنها در صفحههاى آخر همين كتاب تحت عنوان « ادارات جناب صنيع الدوله مترجم مخصوص حضور همايون » از قبيل آقا ميرزا حسن معلم و مترجم عربى - ميرزا محمد حسين اديب ملقب به فروغى و امثال اين دو به وى كمك كردهاند اما ترديد ندارم كه خود نيز سهم