محمد حسن خان اعتماد السلطنه
14
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
دانشآموزان بگذاريم و قاعده و قانونى وضع كنيم كه براى بيان آن يك كتاب قطور تأليف شده است ؟ در سراسر اين كتاب فقط يك تصرّف بهعمل آمد و آن دربارهء تلفظ كلمهء « حمص » بود كه در همهجا حمّص بر وزن صحّت آمده بود و چون در سراسر اين كتاب نام اين بلد مكرر در مكرر آمده نمىتوانستم ذيل هر صفحه اين نكته را يادآورى كنم ناچار به استناد معجم البلدان كه مىنويسد « حمص بالكسر ثم السكون و الصاد المهملة بلد مشهور قديم كبير . . . » و به استناد بيتى از امرؤ القيس : لقد انكرتنى بعلبكّ و اهلها * و لا بُن جريح كان فى حمص أنكرا و نيز به استناد الكامل و متون ديگر همهجا آن را به حمص بر وزن فعل اعرابگذارى كردم اميدوارم كه اشتباه نكرده باشم . ج - كليهء اعلام جغرافيائى و تاريخى دور از ذهن با استناد به معجم البلدان تاريخ طبرى طبقات ابن سعد تنقيح المقال و به خصوص خود الكامل اعرابگذارى شد تا در تلفظ آن اشكالى پيش نيايد خوشبختانه خود مؤلف اعلام فرنگى را اعراب گذاشته اما نيازى به اعرابگذارى نامهاى اسلامى نديده است قدما نه تنها كلمات را اعراب نمىگذاشتند بلكه بعضى از آنان نقطه هم نمىگذاشتند و از اين مهمتر كه بعضى از خوانانويسى هم ابا داشتند و اين كارها را يعنى نقطهگذارى اعرابگذارى خوانانويسى را دونشأن خود و دانشمندان مىدانستند و معتقد بودند كه اينها كارهاى بيسوادان است . اگر كسى باسواد باشد او را يك علامت و يك اشاره كافى است زيرا تحصيلاتشان بقدرى عميق و دقيق انجام مىگرفت كه نيازى به انجام اين كارها نبود بعضى كتابخانه هم نداشتند و خود يك كتابخانهء متحرك بودند . د - در تطبيق سالهاى هجرى به سالهاى ميلادى در بعضى از سالها دو سال هجرى در يك سال ميلادى آمده است مثلا 52 هجرى مساوى با سال 672 ميلادى و سال 53 نيز مساوى با 672 آمده است اين امر به اين علت است كه سال