محمد حسن خان اعتماد السلطنه
13
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
شخص را در ص 476 چنين ضبط كرد . « عبد الرحمن بن الاشعث » يعنى يك نسل را از قلم انداخته و در جلد 8 ص 175 و نيز جاهاى ديگر به جاى ماكان بن كاكى نوشته است « ماكان بن كالى » و در همين جلد ص 191 سمنان را سمنان ضبط كرده است . از اين نمونه اشتباهات در اين چاپ فراوان ديده شد و نبايد تعجب كرد درست است كه محققين غرب كه در چهار گوشهء ايوان خود به خاطرجمع نشستهاند كه كسى نگويد از اينجاى خيز و آنجا رو ، توفيق زيادترى دارند و در تحقيقات خود حد اعلاى وسواس را به كار مىبرند و مرز استقصا را به نهايت مىرسانند اما باز هم غربى هستند و نسبت به تمدن و فرهنگ عالم شرق و جهان اسلام بالذات بيگانهاند . ب - متن كتاب به همان صورتى كه از زير دست مؤلف بيرون آمده عرضه گرديد نه تصحيحى به عمل آمد و نه دخل و تصرفى شد تنها اختلافات ذيل هر صفحه يادداشت گرديد و قضاوت به عهدهء خوانندگان واگذار شد و دليلى نيز براى تصحيح يا تنقيح وجود نداشت اين كتاب وسيلهء مؤلف يا زير نظر دقيق او تأليف شده وسيلهء خطاطانى كه در ادارهء خود او و كارمندان خود او بودهاند تحرير شده متن تحرير شده بازخوانى شده و افتادگىها در حاشيهء صفحهها نوشته شده در چاپخانهاى كه خود رئيس آن بوده است چاپ شده و صفحهبهصفحه به نظر وى رسيده است . مگر نمىبايست اندازهء علم و دانش خود او و همكارانش كه از مؤلفين مشهور ايرانند روزى سنجيده شود ؟ با اينكه در بسيارى از موارد بر من مسلم بود كه متن غلط است تنها به ذكر آن ذيل صفحه با استناد به متون ديگر اكتفا كردم حتى « گرك » كه همان يونان است به صورت « كرك » كه رسم الخط زمان است باقى گذاشتم . فقط رسم الخط معمول روز رعايت گرديد آن هم نه به حد وسواسى كه امروز گريبانگير نويسندگان شده . خط را بايد خوانا نوشت تا خواننده مجبور به توقف و تأمل و تفكر نگردد چه مانعى دارد كه مىدانم را سرهم بنويسيم « ميدانم » و در مىبينم « مى » را جدا سازيم ؟ با اين الفباى مشكل چرا بايد يك بار اضافى بر دوش نوآموزان و