محمد حسن خان اعتماد السلطنه
11
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
دوست ايران كتابى تأليف كنيم ناچار بايد از ناصر الدين شاه نيز نامى به ميان آوريم . اسناد و مدارك بازمانده از آن دوران نشان مىدهد كه شاه از تأليف كتابهاى علمى خوشحال مىشده است . ازجمله در همين كتاب در فصل آخر مربوط به « وقايع سال سى و چهارم از سلطنت ناصر الدين شاه » ذيل وقايع مهم ماه رجب مىنويسد : « ميرزا على اكبر طبيب حضور همايون . . . . كتابى در امراض عصبانى ترجمه و تأليف و طبع نمود و چون كمال امتياز را داشت به اعطاى يك حلقه انگشترى الماس سرافراز شد » و ضمن وقايع مهمى كه در ماه جمادى الثانيهء همين سال اتفاق افتاده مىنويسد : « انتشار جلد چهارم كتاب مرآت البلدان ناصرى » . با اين همه نبايد اين توهم بوجود آيد كه پس اين كتاب ارزشى ندارد . منتظم ناصرى كتاب عزيزى است كه تا كتابى بهتر از آن تأليف نشود ( و بايد بشود ) يكى از مراجع مهم محققين و مؤلفين قرار خواهد داشت و اگر در كتابخانهء يك محقق تاريخ اين كتاب وجود نداشته باشد آن كتابخانه ناقص خواهد بود . در آن روزگار حوزههاى علميهء بسيار قوى با دانشمندانى بسيار بزرگ در نجف ، اصفهان ، تهران ، مشهد و ساير شهرها وجود داشت كه بعضى از اين دانشمندان در مقام علمى پاى بر طارم هفت اختر داشتند و در اطراف و جوانب دربار سلطنت نيز دولت مردانى كتابدان و كتابخوان و صاحبنظر مىزيستند كه محمد حسن خان صنيع الدوله با مقام و موقع خاص علمى كه داشت نمىتوانست كتابى مبتذل و بىارزش عرضه دارد تمام كتابهائى كه وى تأليف كرده يا مسبب تأليف آن شده به صورت آثارى جاودانى باقى خواهد ماند و مكرر تجديد چاپ خواهد شد و اگر به فرض محال آثار او از ميان برود لااقل يك چهارم از تاريخ ايران در طى قريب به يك قرن و نيم حكومت قاجارها از ميان خواهد رفت و ايكاش تمام دولتمردان تاريخ از اين راه به مخدوم خود تقرب مىجستند .