احمد بن محمود ( معين الفقراء )

82

تاريخ ملازاده ( فارسى )

و له از بخت به گوش بنده آواز آمد : * برخيز ، كه وقت نعمت و ناز آمد امروز چو بازيافت خاك در شاه * پيشانى من به آب خود باز آمد و در آن وقت كه سلطان ابراهيم قرة عين پادشاهى قلج ارسلان خان را ، ولىعهد خود كرد ، و بر تخت ملك سمرقند نشاند ، بدين رباعى او را تهنيت فرمود : رباعى خاقان چو بفال دولت و بخت نشست * غم بر دل دشمنان دين سخت نشست خاك قدمش ديو و پرى سرمه كند * چون مردم چشم ملك بر تخت نشست و چون سلطان ابراهيم بجوار رحمت آفريدگار رحيم انتقال فرمود ، اين رباعيات در مرثيهء او بفرمود : بيت تا مردم ديده صفه و ايوان ديد * از دست بشد چو تخت بىسلطان ديد خورشيد ملوك و سايهء يزدان بود * بىسايه و خورشيد ، جهان نتوان ديد و له ، رباعى بىدربان شد در حصارت اى شاه * بىتيغ رود سلاحدارت اى شاه شادى ندهد بار ، دلى را بدرت * زان روز كه برشكست بارت اى شاه و له ، رباعى بر منظر اعلات ، شها ! مجلس باد * بىتو دل من ز خوشدلى مفلس باد اى مونس چشم بنده خاك در تو * در خاك ، ترا رحمت حق مونس باد در مدح قلج ارسلان خاقان ميگويد : رباعى اى ملك تو شرع را كمان سختى * مرتير ترا نشانه هر بدبختى پيش از تو كه ديد تاج بر خورشيدى * يا جمع شده همه جهان بر تختى