احمد بن محمود ( معين الفقراء )

80

تاريخ ملازاده ( فارسى )

وى استاد عوفى است ، و او در لباب الالباب ترجمه‌اش را چنين آورده است : الصدر الكبير برهان الاسلام تاج الملة والدين عمر بن مسعود احمد رحمه اللّه . آسمان مجد و آفتاب احسان ، واسطهء عقد آل برهان ، صدرى كه شرف مكتسب او بعز منتسب موصول بود ، و شجرهء پدر و جد بثمرهء جهد و جد او مثمر ، دلش آسمان همت ، دستش درياصفت ، علمش كامل ، كرمش شامل ، در حسم [ ختم ] مادهء فساد برهانش ظاهر ، در قلع قلعهء عناد حجتش باهر ، در اوائل ايام جوانى كه موسم بهار كامرانى بود ، گاهگاه از براى تفرج و تنزه رباعيات گفتى ، و شيوهء ايهام و ذو الوجهين ازو منتشر گشت ، چون آن ابيات عذب و دل‌آويز بود ، در اطراف جهان شايع شد ، و نام او برباعيات مشهور شد ، و آن چندان علم و بزرگى مغمور گشت ، و چون ما بصدد آنيم كه ابيات و اشعار صدور درين مجموع ايراد كنيم ، از بيان آن فضائل كه ذات او بدان محيط بود ، عنان بازكشيدن اولى باشد . در آن وقت كه اين داعى به خدمت او تعلم ميكرد ، پيش او « فايق » زمخشرى ميخواند ، بهروقت از لفظ او اقتباس كردى ، وقتى نامه‌يى نوشته بود ، به حضرت سلطان طمغاج خان و يادگار فرستاده ، دسته‌يى دندان ماهى « 1 » و عذرى نبشته ، بنثر بدين لفظ موجز ، كه اگر عاقل درنگرد صد نامه درين يك لفظ مندرجست ، نبشته بود كه : عذر دستهء ناتمام فرستادن آنست كه بندگان را دسته‌يى بدست ميآيد اما تيغ و بند ، كار پادشاهانست ، و اين قطعه در مدح سلطان ابراهيم ميگويد ، اگرچه بحر عربست ، اما سخت استادانه آورده است . قطعه غم نيارد بيش بر دلهاى ما بيداد كردن * شاد باش ، اى پيشهء عدل تو دلها شاد كردن تا سخاى تو در ايوان جهان بنهاد آشى * گشت عادت آزرا از امتلا فرياد كردن خرمن عمر حسودت چرخ اگر بر باد دادست * چرخ را معتاد باشد شغل خرمن باد كردن

--> ( 1 ) - غرضش اينست كه وقتى دستهء تيغى از دندان ماهى به خدمت طمغاج خان هديه فرستاد . « لباب الالباب ، ج 1 ص 336 س 16 »