يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
75
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
پيش داخول بشكستند - و خود از شراب توبه كرد و فرمود كه شراب در شهر نفروشند - و هركه شراب خورد در زندان ابد « 1 » كنند - بعد ازان در سنه سبع و تسعين و ستمائه سلطان به جهت برانداختن طايفهء مغل « 2 » نومسلمانان انديشه ميكرد - اثناى « 3 » آن نو مسلمانان تنى چند « 4 » كه در شهر بودند بر سلطان غدر كردند - سبب آنكه سلطان بر ايشان انديشه ميكرد - و سخت گرفته بود - و بر خلق ايشان بدگمان شده - قرار غدر بدان دادند كه چون سلطان در سيرگاه نامستعد شكره پراند و خلق بنظاره « 5 » مشغول گردد ما سوار درآئيم - بر وى بزنيم « 6 » - او را و نزديكان او را بكشيم - منهيان اين خبر بسمع مبارك سلطان « 7 » رسانيدند - بعده « 8 » سلطان خفيه بر مقطعان « 9 » بلاد و ممالك فرمان نبشست - و موعود مستقيم گردانيد تا بيك موعد و بيك اتفاق و يك روز نومسلمانان كل بلاد ممالك را بكشتند « 10 » - چنانچه هيچ يكى از مغلى « 11 » گويان در مملكت هندوستان نماند - بعد ازان بجانب هندوستان بيرون آمد « 12 » و ديوگير را كه در نوبت اميرى فتح كرده بود و غنايم فراوان « 13 » و نفايس بىپايان بدست آورده بار ديگر لشكر كشيد - و آن بلاد را مضبوط گردانيد - و چون ممالك دهلي حق تبارك « 14 » و تعالى او را صاف گردانيد و از انهزام لشكر ملاعين
--> ( 1 ) M . omits ابد ( 2 ) M . مغل و نومسلمانان ( 3 ) M . در اثناء ( 4 ) B . نومسلمانانى چند ( 5 ) M . خلق نظاره ( 6 ) B . به روى زنيم ( 7 ) M . اين خبر شنيع بسلطان ( 8 ) M . omits بعده ( 9 ) بر مقطعان بداد ممالك and M . بر متعلقان بلاد ممالك B . ( 10 ) M . بكشند ( 11 ) B . مغل ( 12 ) M . آمده ( 13 ) M . فراوان بدست آورده بار ديگر بكشاد و چون ممالك دهلى ( 14 ) B . omits تبارك و