يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
76
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
فارغ شد در سنه ثمان و تسعين و ستمائه الغ خان را « 1 » با عساكر گردون مآثر قاهره طرف گجرات نامزد فرمود - تا دمار « 2 » ازان ديار برآرد - در آن ايام كرن راى گجرات سي هزار سوار جرّار و هشتاد هزار « 3 » پيادهء نامدار و سي زنجير پيل مهيب سرخرو و كوهپيكر و عفريت هيكل داشت - چون الغ خان نزديك گجرات رسيد راى كرن طاقت مقاومت نياورد - منهزم گشت - الغ خان در گجرات درآمد - تمامى ولايت را نهب و تاراج كرد و بيست زنجير پيل بدست آورد - و تعاقب راى كرن مذكور « 4 » تا سومنات كرد - بتخانه كه در سومنات « 5 » بود از قدم ميشوم او خراب گشت - و آن بتخانه كه قبلهگاه هندوان و راى رايان بود مستاصل و منهدم گردانيده و مسجدى برآورده از آنجا بسوى حضرت بازگشت - چون در حدّ جالور رسيد به جهت اموالى كه لشكر را از نهب گجرات و سومنات بدست آمده بود تفحّص آغاز كرد - خلق را دمه « 6 » مينهاد و نمك آب ميداد - بعضى طايفهء مغل كه برابر الب خان « 7 » و الغ خان بودند چنانچه يلجق « 8 » و كسرى و بيگى « 9 » و تمغان و محمد شه و تمر بغه « 10 » و شادي بغه و قتلغ بغه « 11 » طاقت نتوانستند آورد و غنيمت باز نتوانستند داد - از الغ خان برگشتند « 12 » و قصد كشتن او كردند - اما مقهور و مخذول « 13 »
--> ( 1 ) B . omits را ( 2 ) M . تاده ار ازان ديار برآرد ( 3 ) M . سي هزار سوار و هشتاد هزار پياده و سي زنجير پيل داشت ( 4 ) M . omits مذكور ( 5 ) M . سومنات بود خراب كرده مسجدى برآورد و بسوى ( 6 ) M . ذمه ( 7 ) M . omits الب خان ( 8 ) B . ملحق ( 9 ) M . تبكه ( 10 ) M . تمرتفه ( 11 ) M . قتلعبعه ( 12 ) M . بازگشتند ( 13 ) M . omits مخذول