يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

56

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

ازبر خان و پسران و برادر او را در خانهء خود درون حجره موقوف كرد « 1 » چنانچه همانجا « 2 » برحمت حق پيوستند - بعده ملك تركي را بگرفتند و كشتند - و عارض ممالك فيروز بغرش « 3 » خلجي شد - و شايست خان خطاب يافت - سلطان بيشتر احوال در عشرت و نشاط مشغول مي « 4 » بود - چنانچه از اسراف و افراط مباشرت و معاشرت « 5 » باز لقوه بر ذات مبارك سلطان غالب شد - ملك « 6 » ايتمر كجهن با امرا و ملوك اتفاق كرد كه شايست خان را دست آرند كه تجارب « 7 » زمانه بسيار ديده است - نبايد كه از وى خطائى برآيد - ملك احمد چپ امير حاجب ملك ايتمر كجهن پيش ازين چاكر بچهء « 8 » شايست خان بود - شمهء از غدر ملك ايتمر مذكور بر شايست خان بكشاد - و گفت شما را فردا در سراى خواهند طلبيد - زنهار نبايد رفت - شايست خان همان زمان عم « 9 » خود را كه حجا حسين « 10 » گفتندى بر سبيل الاغ در برن فرستاد و تقرير ساخت « 11 » كه لشكر « 12 » مغل در سامانه رسيد - بايد كه جمله خيلخانه با نقد و جنس و اسباب موجود شباشب بيايند - و مقابل غياث‌پور گذار « 13 » لب آب جون بايستند - اتفاق او اين بود كه با خيلخانه از حضرت عطف كرده جاى برود - ملك خموش برادر و ملك عز الدين برادرزاده را « 14 » بر خود طلبيد كه ما را ندك مايه تكسّر است - شما امشب بر من باشيد - همچنان كردند -

--> ( 1 ) M . كرده ( 2 ) M . هم از انجا ( 3 ) B . برش ( 4 ) B . مشغول بود ( 5 ) M . omits معاشرت ( 6 ) B . omits ملك ( 7 ) M . تجارت ( 8 ) M . ازين جا گريخته شايست خان ( 9 ) M . عمه ( 10 ) M . omits حسين ( 11 ) M . تزوير ساخته ( 12 ) M . omits لشكر ( 13 ) M . كدارا لب آب ( 14 ) M . omits را