يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

57

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

چون روز « 1 » شد در فيروزه « 2 » كوه كه انرا بهوكل پهاري گويند بنشست - و عرض لشكر قنوج آغاز كرد - ملك در پئ مقطع قنوج نزديك شايست خان نشسته بود - همچنان ايتمر مذكور يك كس « 3 » بطلب ايشان فرستاد كه سلطان ميطلبد - شايست خان آن كس را دفع كرد - كرّت ديگر فرستاد - همچنين ايتمر مذكور كس ميفرستاد - اين دفع ميكرد - چون « 4 » ملك ايتمر ديد كه شايست خان نميآيد نبايد كه هراس گرفته باشد - ملك ايتمر مذكور خود سوار شده بر شايست خان آمد - او پيش از ان سوار شده بود - يكديگر سلام كردند - ملك ايتمر گفت شما را چندين بار طلب شد توقف سبب چيست - شايست خان گفت چند نفر سوار از لشكر قنوج مانده است - ملك ساعتى فرود آيند « 5 » تا بحضور عرض « 6 » كرده برابر ركاب به حضرت رفته شود - ملك ايتمر مذكور از اسپ فرود آمد - شايست خان دست او بگرفت - گفت شما مردمانيد كه آدمي را بر طريق گوسپند ذبح كنيد - و « 7 » در آب مياندازيد - اين چنين بر من ميخواهيد بكنيد - ملك ايتمر را همانجا « 8 » گردن زد - سر او را بر نيزه بسته مقابل كوشك كيلوكهري ايستاد - ملك در پى مقطع قنوج با او موافقت نمود - همدران محل فخر الدين كوتوال با پسران بمباركباد ماه نو بر سلطان ميرفت - نظر شايست خان بر وى افتاد - گفت او را بطلبيد - كوتوال بيامد - پسران او را در ديوان فرستاد و او را بر خود داشت - همان زمان جملهء امرا و ملوك بر شايست خان پيوستند - روز ديگر جمله اقرباى خود

--> ( 1 ) B . omits شد ( 2 ) M . فيروزكوه ( 3 ) M . omits يك كس ( 4 ) M . خود ملك ايتم ( 5 ) M . فرود آيد ( 6 ) M . عرضه كرده ( 7 ) M . omits و در آب مياندازيد اين‌چنين بر من ميخواهيد بكنيد ( 8 ) M . گرفته گردن