يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

159

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

و پايگاه و كل اسباب ملك‌دارى در قبض سعادت خان ماند - مقرب خان را از آمدن سلطان تقويتى حاصل گشت - روز ديگر خلق شهر « 1 » از سپاهى و بازارى جمع كرده براى جنگ از دروازهء « 2 » شهر بيرون آورد - سعادت خان را خبر شد - او نيز با كل لشكر خويش در ميدان پيش آمد - ميان يكديگر محاربه شد و مقاتله بسيار رفت - آخر مقرب خان منهزم گشته درون شهر « 3 » درآمد - و مردم شهرى بيشتر « 4 » پايمال شدند - فامّا سعادت خان حصار را ستدن نتوانست - مراجعت كرده بالاى حوض خاص نزول كرد - چون حصار دهلي قابل فتح نبود و هواي بشكال قريب رسيد سعادت خان از آنجا كوچ كرده در فيروزآباد رفت - و با امرائى كه موافق او بودند اتفاق كرده كه كسى را از فرزندان سلطان مرحوم فيروز شاه طاب ثراه و جعل الجنّة مثواه « 5 » بر تخت سلطنت در فيروزآباد اجلاس « 6 » دهند - نصرت خان « 7 » بن فتح خان بن سلطان مرحوم فيروز شاه ميان ميوات بود - او را آورده در ماه ربيع الاول سنة المذكور بر تخت سلطان در كوشك فيروزآباد بنشاندند - و ناصر الدين نصرت شاه خطاب كردند - امّا او را طريق نمونه پيش « 8 » داشتند - و كارهاى ملكى تمام سعادت خان ميكرد - چون چند روز برين طريق « 9 » بگذشت بعضى بندگان فيروزشاهي و بعضى پيلبانان با سلطان ناصر الدين يار شدند - و سعادت خان بيغم بود - يكايك سلطان ناصر الدين را بر پيل سوار كردند و هركسى برو جمع شدن گرفت - سعادت خان غير

--> ( 1 ) B . and M . شهر را از سپاهي ( 2 ) M . دروازها شهر ( 3 ) M . درون درآمد ( 4 ) M . بيشترى پايمال ( 5 ) M . omits جعل الجنة مثواه ( 6 ) M . جلوس دهند ( 7 ) B . نصرت خان بن فيروز خان بن سلطان مرحوم ( 8 ) M . پيش نداشته بودند ( 9 ) M . برين بگذشت