يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
160
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
مستعد بود طاقت نتوانست آورد - از راه دروازهء حرم از كوشك بيرون آمد - بعضى لشكر به دو پيوست - و بعضى ياوه « 1 » هر جانبى رفت - سعادت خان با جمعيت خويش درون دهلي درآمد و مقرب خان را ملاقات كرد - ميان چند روز مقرب خان او را بغدر دست آورده بكشت - امرا و ملوك كه در فيروزآباد مانده بودند چنانچه محمد مظفر « 2 » و شهاب ناهر و فضل اللّه بلخى و بندگان فيروز شاهى به تمام بر سلطان ناصر الدين پيوستند - و بر سلطنت او بيعت تازه « 3 » كردند - محمد مظفر وزير شد و بخطاب « 4 » تاتارخانى مشّرف گشت - و شهاب ناهر را « 5 » شهاب خان و فضل اللّه بلخى را قتلغ خان خطاب كردند - و عهدهدارئ بندگان خاص ملك الماس سلطانى يافت - در دهلي و فيروزآباد « 6 » دو بادشاه گشت - مقرب خان بهادر ناهر را با جمعيت او بر خويش داشت و حصار دهلي كهنه بحوالهء او كرد - و ملو را اقبال خان خطاب گردانيد - و حصار سيرى او را داد - آخر ميان دهلي و فروزآباد هر روز محاربه و مقاتله ميرفت - و ميان مسلمانان يكديگر خونريزى مىشد - هيچ يكى را از ايشان اين قوت نبود كه بر ديگرى غلبه كند - شق ميان دو آب و اقطاع « 7 » سيپنتهه و پاني پنتهه و جهجر « 8 » و هتك در قبض سلطان ناصر الدين ماند - و در ضبط سلطان محمود جز حصارهاى مذكور مقامى ديگر نبود - امرا و ملوك بلاد ممالك بسر خويش « 9 »
--> ( 1 ) ياوه هرجائى and I . بعضى تاوه هرجائى رفت M . ( 2 ) M . محمد مظفر وزير و شهاب ناهر و ملك فضل الله ( 3 ) M . بيعت كردند ( 4 ) M . و خطاب تاتارخانى ( 5 ) B . omits را ( 6 ) M . فيروزآباد و بادشاه گشت ( 7 ) بعضى پرگنات ميان and Tabakat Akbari , p . 252 اقطاع سنبل و پاني پتهه M . دو آب و پانىپت و سونپت و رهتك و جهجرتا بست كروهى شهر ( 8 ) M . جهجهر ( 9 ) M . ممالك بسر خويش هر يكى پادشاهى شده مال