يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

158

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

لوهور رفت - از آنجا شباشب زن و فرزندان « 1 » خويش ستده طرف كوه جمون « 2 » رفت - دوم روز سارنگخان حصار لوهور را قابض شد - و ملك كندهو برادر خويش را عادل خان خطاب كرده در حصار « 3 » لوهور گذاشته خود سمت ديبالپور مراجعت فرمود - در ماه شعبان سنة المذكور سلطان سعادت خان را برابر ستده سمت بيانه سواري مصمّم كرد - و مقرب خان را با چند پيل معدود و خيل خاص او در شهر گذاشت - چون سلطان نزديك گوالير رسيد ملك علاؤ الدين دهاروال و مبارك خان پسر « 4 » ملك راجو و ملو برادر سارنگخان بر سعادت خان غدر انديشند - بنوعى او را خبر شد - ملك علاؤ الدين و مبارك خان را دست آورده بكشت - ملو گريخته پيش « 5 » مقرب خان در دهلي آمد - سلطان هم از آنجا مراجعت فرموده بزديك شهر فرورد آمده بود « 6 » - مقرب خان استقبال نمود و بشرف پابوس مشرّف گشت - فامّا به سبب خوف و هراسى كه در خاطر او متمكّن شده بود بازگشته درون شهر درآمد - و استعداد بنياد جنگ نهاد - دوم روز سلطان « 7 » و سعادت خان با جميع امرا و ملوك و پيلان ساخته و مستعد « 8 » شده پيش دروازهء ميدان آمدند - مقرب خان حصارى شده جنگ ميكرد - تا مدت سه ماه برين نمط ميان ايشان جنگ قايم « 9 » بود - همچنان سلطان را بعضى نزديكان او در ماه محرم سنه سبع و تسعين و سبعمائه درون شهر بردند - فامّا پيلان « 10 »

--> ( 1 ) B . فرزند خويش ( 2 ) كوه جون Elliot , vol . IV . p . 29 " Judi , " and Tabakat , p . 251 كوه جون شد M . ( 3 ) M . حصار كوهور ( 4 ) B . مبارك خان و پسر ملك ( 5 ) M . گريخته بر مقرب خان ( 6 ) M . آمده مقرب خان ( 7 ) M . سلطان سعادت خان ( 8 ) M . و مستعد پيش ( 9 ) قايم مانده بود and I ، قايم بود ممر در آن واقعه سلطان را B . ( 10 ) M . پيل و پايگاه