يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
111
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
دهلي مراجعت فرمود - و قتلغ خان را از دولتآباد با خيل و تبع او در حضرت طلب شده - قتلغ خان بر حكم فرمان برادر خود عالم ملك را آنجا گذاشته متوجه گشت - در سنه ثمان و اربعين و سبعمائه اميران صدهء ديهوئي « 1 » و بروده - مقبل بندهء خواجه جهان را كه نايب وزير گجرات بود « 2 » و در حضرت ميآمد بزدند - و بلغاك كردند - رخت و خزانه و اسباب و اسلحه به تمام بر دست ايشان آمده « 3 » - ملك عزيز « 4 » ضابط دهار « 5 » قصد امير صدهء مذكور كرد - او نيز كشته شد - سلطان بدفع اين فتنه با لشكرهاى انبوه بيرون آمد - چون نزديك گجرات رسيد بعضي امرا چنان كه ملك علي شير « 6 » جاندار و ملك احمد لاجين « 7 » و چند امراى ديگر را در دولتآباد بر عالم ملك فرستاد - تا اميران صدهء دولتآباد را حضرت آرند - عالم ملك اميران صدهء مذكور را بر حكم فرمان اعلى « 8 » روان كرد - چون ايشان بامراى مذكور درگهى « 9 » مانك گنج رسيدند خوف در باطن ايشان راه يافت كه ما را براى كشتن مىبرند - شب اتفاق غدر كردند - بوقت كوچ بر امراى مذكور زدند - ملك احمد لاجين كشته شد - ديگران گريختند - اميران صدهء مذكور « 10 » در دولتآباد رفتند - عالم ملك « 11 » در كوشك دولتاباد حصاري « 12 » شده - اميران صده مذكور عالم ملك را سبب آنكه با ايشان زندگاني نيكو كرده بود امان داده جانب شهر فرستادند - اسماعيل مخ « 13 » را باسم بادشاهي اجلاس دادند - و سلطان ناصر
--> ( 1 ) M . برودره and B . صده دسهوئي و برورده مقبل بند خواجه ( 2 ) M . omits بود ( 3 ) M . اسلحه بر دست ايشان آمد ( 4 ) B . ملك عزير ( 5 ) M . omits ضابط دهار ( 6 ) M . علي سرجاندار ( 7 ) M . ملك احمد احمد لاحين ( 8 ) M . فرمان روان ( 9 ) M . مذكور در كهتي بانكه كنج رسيدند ( 10 ) B . در دولتآباد حصاري شده ( 11 ) B . ملك عالم ( 12 ) B . omits حصارى شده ( 13 ) M . اسمعيل را باسم