ملا شيخعلى گيلانى

100

تاريخ مازندران ( فارسى )

پس از چندگاه حكم به قتل آن ملحد صادر شده ، التماس نمود كه فصادى بيارند . چون بيامد ، هر دو ساعد دست را فصد فرمود ، تا خون تمام رفته بمرد . اين از رسوم الحاد است . شاه دين‌پناه پس از قيد جلال الدين ، مازندران را خاصه خود كرده ، وزارت آن ولايت به خلاصه نيك‌ذاتان ايران ، آقا محمد ابهرى كه مستوفى فرهاد خان بود ، تعلق گرفت و وزارت گيلانات به وزير فرهاد خان [ كه ] ميرزا محمد شفيع بود متعلق [ شد ] و بعد از دو سال وزارت مازندران نيز علاوهء تصدى گيلانات شده ، آقا محمد ابهرى محروم شد . از متغلبان زمان غير حكام يكى ديگر ملك بهمن رستمدارى بود كه آمل را با تمام مضافات متصرف شد و بسيارى كسان خوب را بكشت و آمل و قراياى آن سالها در تصرف او بماندند تا در سنهء ست و الف ، فرهاد خان وى را محاصره كرده ، از قلعه بيرون آورد و در قزوين برده ، كشتند . ديگر ملك سلطان محمد رستمدارى بود كه نوبت اول بعد از وفات آقا بيژن رئيس در مازندران تا به سارى رفته ، تاخت كرد . وى ملك‌دار نبود . مردمان به فرمانش نبودند . هركه را مىكشتند و هرچه مىبردند ، منع نمى - توانست و نمىكرد . و نوبت ديگر در بارفروشده رفته ، بنشست و قلعه ساخته كوتوال گذاشت و آمل و توابع را تصرف كرد و بازگشت . ليكن بعد از رجعت او شمس الدين ديو رفته ، قلعهء بارفروشده را از گماشتگان او بستد و خواجه غريب شاه - حاكم نور - را كه محافظت مضافات آمل نيز به عهدهء او بود بكشت . عنقريب ملك ملحد به لعنت رفته ، شمس الدين ديو نيز مسموم شد و باز ملك بهمن متصرفهء خود را تصرف كرده . ديگر جاهاى طرف غربى تالار را نيز ارباب آن نواحى قابض گشتند . ديگرى على ياربيك يخهء تركمان بود كه ميران كلبادو پنجاه هزار به دو متوسل بودند و سيد ابو المعالى مرتضى و سيد مظفر اطاعت نمىكردند . نوبتى