محمد رضا واليزاده معجزى

89

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

اشخاصى كه با او دوستى داشتند به امير احمدى معرفى شده و خودش هم نامه‌هاى خيلى مودبانه و خوش‌مضمون توسط معاون و رئيس دفتر با كمال خود ، ميرزا حسين بنان السلطنه به امير احمدى نوشته و مراتب دولتخواهى خودش را اعلام داشته بود و با اين مقدمات انتظار داشت امير احمدى بعد از فتح لرستان پيشكارى خودش را به او بدهد . امير احمدى در همان ساعت اول ملاقات روى خوش به مهر على خان نشان داد و مهر على خان با الفاظ و عبارات گرم و فريبنده به نحوى او را مجذوب و فريفته خود ساخت كه حدى بر آن تصور نيست و براى اينكه حداكثر استفاده را از وجود فرماندهى قوا كرده و قدرت خود را به رخ دشمنانش كشيده باشد تقاضا كرد كه امير احمدى پادگانى در الشتر مستقر سازد . از تاريخ ورود سرهنگ گيگو به الشتر دوره جديد حكومت و اقتدار امير منظم شروع شد و كسى را ياراى سرپيچى از امر او نبود . غير از اردوى پانصد نفرى گيگو كه عملا در اختيار او بودند خود مهر على خان هم اردويى مشتمل بر سوار و تفنگچى پياده داشت كه بر بازوى آنها نوار قرمزى مثل نفرات دژبان بسته شده بود و آماده براى اجراى فرمان او بودند . مهر على خان در اوايل مصمم بود طايفه قلندر حبشى را به وسيله اين پادگان بكوبد ؛ ولى قلندر حبشىها كه خود را در قبال قدرت او ضعيف و ناتوان ديدند به دست و پا افتاده واسطه‌ها برانگيخته و سوگند ياد كردند كه من بعد مطيع و منقاد او باشند و حتى قرار شد چند دختر فىمابين رد و بدل كنند و به وسيله ازدواج پيمان اتحاد را محكم نگاه گردانند . امير منظم به جاى تنبيه قلندر حبشىها به تصفيه‌حساب با ساير مخالفين خود پرداخت . او با اينكه در انجام فرايض دينى دقيق و ساعى بود و ملكات حميده بسيار داشت - على الخصوص [ در ] خانه او به روى همه‌كس باز و خوان نعمتش گسترده بود و بويژه در فقيرنوازى و فروتنى با مردم بىبضاعت راه افراط مىرفت تا آن‌جا كه در ضيافتهاى مداوم و مستمر خود با گدايان و يتيمان هم‌كاسه مىشد - مع هذا مردى انتقامجو بود و عقيده داشت كه فرصت را نبايد از دست داد . ولى هميشه هم‌چنين نبود ؛ گاهى هم در عين قدرت از انتقام مىگذشت . در هرصورت امير منظم و سرهنگ گيگو از طوايف بيرانوند و حسنوند و ساير طوايف سلسله به جاى ماليات گاو و گوسفند قبول مىكردند و مرتبا جهت فروش به همدان مىفرستادند . بر سر اين موضوعات بين امير منظم و گيگو كار به كدورت كشيد و چيزى كه بيشتر باعث غلظت كينه سرهنگ نسبت به امير منظم شد داستان اختلاف مذهبى اين دو نفر بود . امير منظم سرهنگ گيگو را نجس مىدانست و سرهنگ كه موضوع را درك كرده بود كينه او را به دل گرفت و