محمد رضا واليزاده معجزى
90
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
مسائل اقتصادى هم مزيد بر علت شد و سرهنگ كمر قتل امير منظم را [ بسته بود ] . علاوه بر سرهنگ گيگو ، دشمنان قديم و جديد امير منظم نيز در نزد امير احمدى براى او مايه مىگرفتند و سعايت مىكردند . او را متهم كردند كه همه اموال بيرانوند و طوايف مختلف سلسله را از مرز دلفان گرفته تا برسد به رباط و سرابتلخ و زرينچقا كه جزو بخش سلسله محسوب مىشوند غارت كرده و معادل آن به عنوان ماليات از مردم گرفته و امير احمدى كه اين گزافها را مىشنيد در صداقت او به شك افتاد و مهر على خان نتوانست ذمت خود را در نزد او از اين اتهامات برى سازد . [ . . . ] آنچه از بيانات امير احمدى و از لابلاى مصاحبههاى او استنباط مىشود اين است كه امير منظم در اواخر كار يك نوع رويه كماعتنايى نسبت به امير احمدى در پيش گرفته بود و آن طور كه شايسته مقام و مرتبه يك امير لشكر بوده با او رفتار نمىكرد ، آن هم در آن موقع حساس كه اوايل كار لرستان بوده و فرمانده لشكر احتياج به ابراز قدرت داشته تا جايى كه جهت ترسانيدن مردم حتى از سبيلهاى سربالايش نيز استفاده مىكرد و امير منظم مىبايست در مقابل چنين كسى فوق العاده مودب باشد و در موقع سخن گفتن با او از حدود خارج نشود . اگر اظهارات امير احمدى در مورد رفتار امير منظم مقرون به صدق باشد 14 بايد اعتراف كرد كه بخت از او روگردان شده و اجلش فرارسيده كه چنان مرد مودبى آنطور رفتار كرده و با پاى خود به پيشواز مرگ رفته است . دايره ايراد به قدرى وسيع است كه هركسى را مىتوان مورد مواخذه قرار داد آن هم رئيسى كه بخواهد براى زيردست خود پرونده بسازد . بدبختانه امير منظم نقطهضعف داشت و راه ايراد و اشكال بر او مسدود نبود . زيرا او هم غارت كرده ، هم اسلحه گرفته و هم ماليات وصول كرده بود و امير احمدى براى هريك از اين كارها مىتوانست او را مواخذه كند . علاوه بر اين نقاط ضعف ، سه پرونده ديگر نيز براى او تدارك شده بود : اول - پرونده ايام حكومت [ او در ] ولايات ثلاث كه مدعى بودند در آن ايام با اهل نهاوند بسيار ظلم و ستم كرده بود . دوم - پرونده قاتلين على مردان خان بيرانوند ( ولى الله و برادرانش ) كه مىگفتند چرا قاتلين مزبور را كه به تو پناهنده شده بودند تحويل بازماندگان على مردان خان دادهاى كه با آن وضع فجيع آنها را به قتل برسانند . سومين ايرادى كه بيش از هرچيز سبب كشتن مهر على خان امير منظم شد موضوع نامهاى