محمد رضا واليزاده معجزى

83

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

شبيخون امير احمدى در مصاحبات خود علت اين شبيخون را چنين ذكر مىكند كه چون طبق تحقيقاتى كه به عمل آورده و جاسوسان مخفى به او خبر داده‌اند مهر على خان امير منظم پيمان سه جانبه‌اى از مدتى قبل با خوانين بيرانوند منعقد ساخته كه غلامعلى خان ، نظاميان برجها و پاسگاههاى بين راهها را از ميان بردارد و دارودسته شيخ على خان و ايل بيرانوند به پادگان خرم‌آباد حمله‌ور شوند و خود مهر على خان هم اردوى سرهنگ گيگو را كه نزد خودش مىباشد ، نيست و نابود كند و با اين اتحاد سه جانبه كلك قواى نظامى را يك‌جا كنده و دست دولت را از اين ناحيه كوتاه سازند و حتى توضيح داده كه مهر على خان و همدستانش تاريخ قطعى اين حمله سه جانبه را روز هفدهم بهمن‌ماه 1302 تعيين كرده‌اند لذا وى نقشه اين شبيخون را طرح كرده كه غلامعلى خان را با كمك خود مهر على خان دستگير و دارودسته او را متلاشى سازد و عمليات مهر على خان را هم تحت كنترل خود قرار دهد كه نتواند عليه لشكر اقدامى بكند و با اين ترتيب نقشه حمله هفدهم بهمن‌ماه مهر على خان و همدستانش را نقش‌برآب سازد . براى حصول اين مطلب تاريخ شبيخون خودش را هم در دوازدهم بهمن‌ماه يعنى پنج روز پيش از تاريخ حمله متحدين مزبور قرار داده كه به‌طور اتوماتيك آن را خنثى كرده باشد 12 . بنابراين ما در اين‌جا جريان شبيخون امير احمدى را به قيطول غلامعلى خان فعلا مىنويسيم و بعد نظرات خود را كه متكى به تحقيقات عميق است راجع به صحت و سقم گزارشى كه به امير احمدى رسيده در ذيل داستان شبيخون مىنگاريم : امير احمدى در يادداشت‌ها و مصاحبات خود گفته است كه بعد از ابراز مطلب به سرتيپ شاهبختى ، نامه ملاطفت‌آميزى به مهر على خان نوشته و به او دستور داده كه براى شركت در مانورى كه به قصد آزمون قواى نظامى و چريكى و ارزيابى قدرت و تجارب جنگى آنان ترتيب داده چريك خودش را با اردوى گيگو كه در نزد او مىباشند حركت داده و در محلى كه به وسيله يك نفر از افسران به او اعلام خواهد شد متمركز گردند . مهر على خان براى شركت در مانور اردوى خودش و اردوى سرهنگ گيگو را حركت داده و به دستور امير احمدى در رباط به انتظار فرارسيدن عمليات متوقف شد . امير احمدى گفته است روز دوازدهم بهمن فرارسيد و احدى غير از خود وى و سرتيپ شاهبختى از قضاياى قريب الوقوع خونين آن شب كه مىبايست در چند كيلومترى خرم‌آباد اتفاق افتد آگاه نبود و لشكر غرب كارهاى عادى خود را انجام مىداد . لكن ساعت دوازده شب