محمد رضا واليزاده معجزى

81

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

اسلحه گرديد . در ميان اين كار مخصوصا مطالبه تفنگهاى نظاميان مقتول در ميان تنگ زاهد شير را كه تيره‌هاى نقى و حسين بيك و شمس الدين آنها را [ كشته ] « 1 » و تفنگهايشان را برده بودند ، نيز مىكرد . از اين طرف غلامعلى خان امير همايون كه با قيطولش در قريه اسكين سكونت گزيده بود و در عين حال كه شب و روز از بيم غافلگير شدن خواب و خيال راحت نداشت و هرلحظه احتمال ورود قواى نظامى را مىداد و خود را آماده دفاع ساخته بود ، سعى داشت كه به هرصورتى شده با امير غرب به نحو كجدار و مريز رفتار كند ؛ شايد در خلال اين احوال [ به ] وسيله معين السلطنه راهى به دل امير احمدى باز نمايد و يك تأمين جانى محكم و مطمئن از وى بگيرد و يا اينكه خداوند راه نجاتى پيش پاى او بگذارد و از بلاتكليفى و كوهگردى خلاص شود و در ضمن اين ناراحتيها و وحشت و دهشتها كه آنى از آنات او را راحت نمىگذاشت ، بيم از آن داشت كه امير احمدى با شيخ على خان رقيب سرسخت او از راه صداقت كنار آمده و بالمره قلم عفو بر جرايم او كشيده باشد و او را رغما لانف وى پيشكار خود كند . روى اين حسابها بود كه مشاراليه نيز در امر وصول اسلحه با نايب نوروز خان شريفى كه مأمور خلع سلاح بود همكارى مىكرد كه به اين وسيله تقربى حاصل كند . و اما از آن سو امير غرب شب و روز در اين فكر و خيال بود كه در اولين فرصت هم غلامعلى خان و هم شيخ على خان را متفقا و در يك مجلس توقيف سازد و آنها را با پاى خودشان بدون تعهد اخلاقى به خرم‌آباد بكشاند . براى اينكه [ بتواند ] در يك روز آن دو مرد را گرفتار كند كه هيچ كدام موفق به فرار نشوند ، هروقت نامه يا پيك نزد آن دو نفر مىفرستاد روز و ساعت ملاقات را در يك موقع قرار مىداد كه باهم گرفتار شوند و هيچ يك موفق به فرار نگردند [ . . . ] . روى اين اصل به آجودان خود جهانبانى دستور داد كه دو فقره نامه ملاطفت‌آميز با عبارات خيلى جذاب و فريبنده يكى به عنوان شيخ على خان و يكى به عنوان غلامعلى خان بنويسد و همه نوع وعده و وعيد به آنان بدهد و به مراحم دولت اميدوار و ذهنشان را متوجه اعلاميه عفو عمومى بكند و آنان را براى روز و ساعت معين به دفتر فرماندهى لشكر دعوت كند ؛ النهايه ترتيب كار را طورى بدهد كه اين دو نفر هيچ‌كدام از دعوت شدن ديگرى به دفتر فرماندهى آگاه نشوند . نامه‌هاى مزبور با مراعات دستور فرماندهى نيرو براى شيخ على خان و غلامعلى خان ارسال گرديد . غلامعلى خان امير همايون كه مرد دانايى بود و از نيات باطنى امير غرب اطلاع داشت خودش

--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نمىشود .