محمد رضا واليزاده معجزى
56
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
است براى كسانى كه آن را نديدهاند بهتر شناسانده شود ، لازم است توضيح دهيم كه شهر خرمآباد محاط در ميان كوهها است و بر سر يك چهارراه طبيعى قرار دارد كه به جهت عبور از هركدام ناگزير از يك تنگ بايد بگذريم ؛ اين تنگها عبارتند از : 1 - تنگ شبيخون در شمال خرمآباد كه از آنجا به كرمانشاه مىروند . 2 - تنگ ملاوى در هجده فرسخى خرمآباد كه سر راه لرستان به خوزستان قرار دارد . 3 - در راهى كه به چگنى مىرود تنگ و گردنهاى وجود دارد كه آن را مله شبانان « 1 » مىخوانند و اين راه كه بواسطه خراب شدن پلها بنبست شده بود اخيرا به وسيله چند پل به همهجا مربوط شده [ است ] . 4 - تنگ زاهدشير كه همين تنگ موردنظر ماست ؛ اين تنگ در درهاى عميق واقع شده و كوههاى طرفين به آن مشرف است . نگارنده وجه تسميه آن را در هيچجا نديده و از كسى هم نشنيدهام . آنچه به نظر مىرسد اين است كه در تنگ مزبور بقعهاى وجود دارد ؛ كسى را كه در آن بقعه مدفون است زاهدشير مىنامند و اين تنگ را نيز به نام صاحب بقعه « تنگ زاهدشير » خواندهاند . بعد از زدوخورد ستونها در آبستان و پس گرفتن توپها و فرار الوار به سمت همين تنگ زاهد شير ، ديگر ستونهاى نظامى به هيچ مانعى برخورد نكردند تا وارد اين دره شدند . در اين نقطه حساس و خطرناك سه تيره از ايل بيرانوند به نامهاى : تيره نقى ، تيره حسين بيك و تيره شمس الدين كه از شاخه ياراحمدى ايل بيرانوند بودهاند ، كمين « 2 » كرده و راه عبور را به روى نظاميان بسته بودند . « 3 » وضع دره مزبور و كوههاى طرفين آن درست به منزله دروازه قلعه مرتفعى است كه چند نفر تفنگچى ماهر مىتوانند راه را مسدود و حركت اردوى معظمى را متوقف سازند . افراد سه تيره نامبرده با همديگر متحد شده و در مسير اردو سنگربندى كرده بودند . نخستين ستونى كه با آنها مصادف شد ستون پيش [ قراول ] جنگ سرتيپ محمد خان شاهبختى بود كه به فاصله زيادى پيشاپيش ستونهاى ديگر راه مىپيمودند و از همهجا گذشته
--> ( 1 ) . مله يعنى « گردنه » . گردن را در زبان لكى « مل » مىگويند . ( 2 ) - اصل : در اين نقطه حساس و مخوف كمين . ( 3 ) . هرسه تيره از شاخه ياراحمدى و همانها بودند كه در سيلاخور سكونت داشتند و امير احمدى موقع حركت به خرمآباد كدخدايان و سرشناسان آنها را گرفته و توقيف كرده بود و شايد [ اين اقدام آنها ] عكس العمل همان [ كار امير احمدى ] بود .