محمد رضا واليزاده معجزى
57
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
بود « 1 » تا به اين تنگ خطرناك رسيد . تيرههاى نقى ، حسين بيك و شمس الدين در مواضع محكم ، دو طرف تنگ زاهدشير را در دست داشته و سنگرهاى محكم در ارتفاعات كوه برپا داشته بودند . به محض اينكه افراد نظامى در تيررس آنان قرار گرفتند ، آنان را زير آتش گلوله گرفتند . چون اردو غافلگير شده و هنوز متوجه نبودند كه از چه مواضعى به سمت آنان شليك مىشود ، لذا مانند برگ خزان به زمين مىريختند . اين ستون از هرطرف هدف تير تفنگ الوار بود و چون فرصت سنگربندى و استتار را نداشتند و دشمن در فراز كوه قرار داشت و نظاميان در ته دره ، لذا كشته بود كه روى هم انباشته مىشد . جنگ آنها تا غروب طول كشيد و هنگامى امير احمدى و باقى ستونها به تنگ زاهد شير رسيدند كه قسمت عمده سربازان شاهبختى كشته شده بودند و منظرهاى سخت رقتانگيز از آن جوانان به وجود آمده بود . امير احمدى موقعى رسيده بود كه الوار تفنگ و فشنگهاى سربازان [ كشتهشده ] را نيز ربوده بودند . او كه از مشاهده اين هنگامه فوق العاده متاثر شده بود با شدت هرچه بيشتر با الوار مشغول جنگ شد و سعى بليغ داشت كه تلافى اينهمه جوانان مقتول را بكند . لكن بيرانوندها كه مواضع محكم را اشغال كرده [ و ] مانند جن از كوه ناهموار و تخته سنگها بالا مىرفتند كمتر در معرض اصابت گلوله قرار مىگرفتند . مع الوصف چون سلاح جنگى ستونهاى نظامى كاملا برترى داشت آنها ايستادگى بيشتر را صلاح ندانستند و با تفنگهايى كه از سربازان مقتول برده بودند راه را جهت عبور قواى نظامى باز كردند . آنچه را تا اينجا راجع به جنگ تنگ زاهدشير نوشتيم نقل اظهارات و مصاحبه با آن عده اشخاصى بود كه با قواى نظامى همراه بوده و يا جزو نفرات آن سه تيره بودهاند كه با نظاميان جنگيدهاند و نگارنده به قول و گفته يك نفر يا دو نفر اكتفا نكرده و اينك نظر بر اينكه جنگهاى تنگ زاهدشير چه در نوبت نخستين كه همين جنگ است كه شرح داده و مىدهيم و چه در نوبت دوم كه مصادف با 26 خردادماه 1303 بوده در تاريخ نظامى لرستان با اهميت فوق العاده تلقى شده و از خونينترين صحنههاى جنگ دولت و الوار بوده لذا عين تقريرات خود امير احمدى فرمانده لشكر غرب را نيز نقل مىكنيم كه مكمل فايده كتاب باشد . زيرا اظهارات شخص امير احمدى خواه با گفته سايرين تطبيق بكند و خواه نكند براى خوانندگان غير لرستانى كه دهن بهدهن از ناظرين و حاضرين اين قضايا چيزى نشنيدهاند و معلومات و اطلاعات آنان در اين مورد
--> ( 1 ) . اصل : و همهجا آمد .