محمد رضا واليزاده معجزى

55

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بيشتر احمد آقا خان به كمك شاه‌بختى شتافت . هرچه اردو به آبستان نزديكتر مىشد صداى تير توپ و تفنگ شديدتر به گوش مىرسيد و امير احمدى به يقين دانست كه جنگ بين ستون شاهبختى و اشرار در جريان است . هنوز هوا روشن نشده بود كه به نزديك آبستان رسيدند و اولين منظره‌اى كه توجه فرمانده لشكر غرب را جلب كرد اين بود كه لرها يكى از پستهاى مهم شاه‌بختى را زده و دو قبضه مسلسل از آنها گرفته و از كوه سرازير شده‌اند . چاره‌اى نيست و بايد اين دو مسلسل را از لرها پس گرفت و به اين وسيله ابراز قدرت و شجاعتى در نزد الوار كرد كه حساب كار را داشته باشند . ولى عيب كار آن است « 1 » كه لرها در بلندى واقع شده‌اند و قواى نظامى در پايين قرار دارند . لكن چاره‌اى نيست و بايستى به هرنحو شده اين دو مسلسل پس گرفته شوند . فورا به دستور امير لشكر يك عده از سواران بسيار زبده و ورزيده شمشيركش از پايين تپه به سوى لرهايى كه غنايم جنگى را با خود مىبردند حمله‌ور شدند . به قرارى كه نقل شده گويا افسرى كه فرمانده آن عده سوار بوده وقتى كه موقعيت محكم لرها را مىبيند سخت ترسيده و در اجراى فرمان امير لشكر ترديد مىكند و لذا فرمانده لشكر چنان به افسر مزبور خشمگين شده كه چيزى نمانده بود او را با اسلحه كمرى هدف [ تير ] كند . در اين موقع افسر ديگرى پيش آمد و بدون اندك هراسى سواران را با شمشير كشيده به جلو راند و بعد از نيم ساعت زدوخورد ، بالاخره افراد از جان‌گذشته فاتح [ شده ] و مسلسل‌ها را پس گرفتند و الوار با دادن تلفات زياد فرار كرده ، رفتند و در ارتفاعات تنگ زاهدشير به رفقاى خود ملحق شدند . بعد از اين قضيه ديگر تا تنگ زاهدشير هيچ‌گونه اتفاقى نيفتاد و اتفاق تنگ زاهدشير با تحقيقات دقيقى كه نگارنده از اشخاص بىغرض و موثق و راستگو كرده‌ام بطور قطع و يقين از ناحيه خوانين بيرانوند نبوده و هيچ‌كدام در آن شركت نداشته‌اند و شايد بكلّى از آن بىاطلاع بوده‌اند . « 2 » جنگ خونين تنگ زاهدشير قبلا براى اينكه اين نقطه مشهور از زادگاه لرها كه از حيث شهرت تالى قلعه فلك الافلاك

--> ( 1 ) . اصل : بود . ( 2 ) - مقايسه شود با صفحه‌هاى بعد ( ويراستار ) .