محمد رضا واليزاده معجزى

334

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

و آواز كه مايه شادى و نشاط جان است محروم داشته‌اند سرزنش كرد و نكوهيد . گفتند اى ملك امروز رامشگرى به صد درهم طلب كرديم و نيافتيم . بهرام گفت در كار شما خواهم نگريست . پس بفرمود تا به شنگله پادشاه هند نامه‌اى نويسند تا چهار هزار تن از خنياگران آزموده و رامشگران كارديده به دربار وى گسيل دارند . شنگله بفرستاد و بهرام آنها را در سراسر كشور بپراكند و فرمان داد تا مردم آنان را به كار گيرند و از آنان بهره برند و مزدى شايسته بدانها پردازند و اين لوليان سياه كه اكنون به نواختن عود مشهورند از بازماندگان آنان‌اند » . داستانى را كه حكيم فردوسى درباره آوردن لوريان از هندوستان در شاهنامه ياد كرده و قدرى مفصلتر سروده است چون با آنچه نوشته شد يك ريشه دارد و تفاوت بيّنى در ميان آنها نيست ديگر نقل نمىكنم و مجددا مىرويم سراغ جماعت كولى لرستان : كوليها و غربتىها و گاوبازها عموما اصل و تبار مشترك دارند و ميوه يك « دار » ند . كار و پيشه آنها در ضمن جهانگردى كه از شهرى به شهر و از كشور به كشورى مىروند ، خريد و فروش اقسام مهره و زينت‌آلات زنانه و بعضى اقمشه و نيز نجارى و بعضى صنايع ظريفه مانند زرگرى و ميناكارى و امثال آن است . نجارى و ساختن كاسه و بشقاب و قندان و ساير آلات چوبى ، خراطى ، خريد و فروش اسباب و قاطر و الاغ و غيره از مشاغل آنها است . زنان آنها بيشتر در كار معاملات ، خريد و فروش و گول زدن مردم و فالگيرى و غيب‌گويى و سحر و جادو و اگر پيش بيايد جيب‌برى و دزدى و غيره مىباشند . چون اين قوم زندگانى مرموزى دارند طبعا به اسامى مختلف شهرت يافته‌اند و در هرجا و هر مملكت و سرزمينى آنان را به نامى مىخوانند مثلا : آنها را در كشور فرانسه « بوهمين » گويند و چنان دانند كه آنها از « بوهم » برخاسته‌اند . انگليسىها « ژيسى » خوانند ؛ زيرا آنها را از مهاجرين قديم مصر شناخته‌اند . هلنديها « كره » [ گويند ] به كسر كاف و ضم راء و گويا اين واژه مصحف « كرد » باشد . اسپانيوليها « جائوس » گويند يعنى شيطان . هنديها آنها را « مانوش كالو . سنت » نامند و خودشان هم اين قول را قبول دارند زيرا وقتى از ايشان مىپرسند كجايى هستى ؟ مىگويند « سند » يعنى سندى . ايضا به هندى « حت » كه معرب آن « زط » است گويند . سوئديها « فنت » گويند يعنى گدا . لهستانيها « زنكن » گويند كه مصحف « چنگانه » است . مجاريها « فارادينك » خوانند يعنى فرعونى و اين قول مطابق عقيده انگليسيها است . يونانيها « لاوى » گويند . قاطبه فرنگيها آنها را « زنگاوى » نامند شايد آنها را از طايفه زنگيان دانسته باشند و يحتمل كه محرف « چنگانه » باشد . عثمانيها آنها را « جنگانه » گويند يعنى